تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
سه روز است كه تو در ميانهء آنهايى . ديروز كه گذشت با آنچه در آن بود ، و هرگز برنخواهد گشت ؛ پس اگر خوبى را در آن عمل كرده‌اى ، براى رفتن آن اندوه ندارى ، و شاد باشى به آنچه آن را استقبال كرده‌اى از آن ، و اگر چنانى كه در آن كوتاهى و تقصير كرده‌اى ، حسرتت سخت است از براى رفتن آن ، و كوتاهى كه در آن كرده‌اى . و تو در روز خود كه در آن صبح مىكنى در فردا ، در غفلت و بىخبرى ، و نمىدانى شايد كه به آن نرسى ، و اگر به آن برسى ، شايد كه بهره‌ات در آن در كوتاهى ، مانند بهره‌ات در ديروز گذشته از تو باشد ؛ پس يك روز ، از سه روز ، گذشته ، كه تو در آن مقصّرى و كوتاهى كرده‌اى ، و يك روز را انتظار مىبرى و تو از آن بر يقين نيستى از ترك تقصير و كوتاهى . و جز اين نيست كه همهء روزگار ، همان روز تو است كه صبح كرده‌اى در آن ، و سزاوار است تو را كه عاقل شوى و فكر كنى در آنچه تقصير كرده‌اى در ديروز گذشته ، از آنچه تو را فوت شده در آن از ثواب‌هاى چند ، كه چرا چنان نبودى كه آنها را كسب كرده باشى ، و از گناهانى چند ، كه چرا چنان نبودى كه از آنها باز ايستاده باشى ، و تو با اين حال ، با رو آوردن فردا ، اعتمادى ندارى كه به آن برسى ، و بر يقين نيستى از كسب كردن حسنه ، يا باز ايستادن از گناهى كه عمل را فرو مىريزد ؛ پس تو نسبت به آن روزى كه رو به آن مىروى بر طريقه و روش ، مثل آن روزى كه پشت به آن كرده يا پس ، عمل كن ، مانند عمل كردن مردى كه اميدوارى ندارد از روزها ، مگر آن روز را كه صبح كرده در آن ، و شب همان روز ؛ پس عمل خير را به جا آور يا وا گذار ، و خداى عز و جل يارىكننده است بر آن » . 3022 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از ابراهيم بن عمر يمانى ، از امام موسىكاظم عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « از ما نيست كسى كه در هر روز با خود حساب نكند ؛ پس اگر نيكى را عمل كرده ، از خداى عز و جل زيادتى را طلب كند ، و اگر بدى را به فعل آورد ، از خداى - تعالى - به جهت آن آمرزش طلبد ، و به سوى او بازگردد و توبه كند » . 3023 / 3 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن نعمان ، از اسحاق بن عمّار ، از ابو نعمان عجلى ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اى ابانعمان ! مردمان تو را گول نزنند از نفس تو ؛ زيرا كه امر به تو مىرسد ، نه ايشان ، و روز خود را اين‌چنين و چنين قطع مكن ؛ زيرا كه با تو كسى هست كه عملت را بر تو حفظ مىكند ، و احسان و نيكويى كن ، كه من چيزى را نديدم كه نيكوتر باشد از روى دريافتن ، و نه شتابان‌تر