از حارث بن بهرام ، از عمرو بن جميع روايت است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « به درستى كه بندهء مؤمن در دنيا اندوهناك مىشود ، تا آنكه از دنيا بيرون رود و گناهى بر او نباشد » .
3004 / 9 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از على احمسى ، از مردى ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « پيوسته همّ و غم با مؤمن مىباشد ، تا آنكه هيچ گناهى را از برايش وا نگذارد » .
3005 / 10 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از معاويه بن وهب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : خداى عز و جل فرموده است كه : هيچ بندهاى نيست كه خواسته باشم كه او را داخل بهشت گردانم ، مگر آنكه او را در بدنش مبتلا گردانم كه عليل و رنجور باشد . پس اگر آن ابتلاء ، كفّارهء گناهان او گردد ، فنعم المطلوب [ / چه بهتر ] ، و اگر نه ، در نزد مردنش بر او سخت گيرم ، تا آنكه بيايد و او را گناهى نباشد ، و او را داخل بهشت گردانم . و هيچ بندهاى نيست كه خواسته باشم كه او را داخل آتش دوزخ گردانم ، مگر آنكه بدنش را از براى او صحيح گردانم كه تندرست باشد .
پس اگر آن تندرستى تمام باشد در تلافى از براى طلبى كه در نزد من دارد ، فبها ، و اگر نه ، ترس او را از سلطان او ايمن گردانم . پس اگر آن ايمنى تمام باشد از براى طلبى كه در نزد من دارد ، و اگر نه ، در روزيش بر او توسعه دهم . پس اگر آن توسعه تمام باشد از براى طلبى كه در نزد من دارد ، و اگر نه ، مردنش را بر او سهل و آسان گردانم ، تا آنكه به نزد من آيد ، و او را حسنه و ثوابى نباشد ، پس او را داخل آتش دوزخ گردانم » .
3006 / 11 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از محمد بن اورمه ، از نضر بن سويد ، از درست بن ابى منصور ، از ابن مسكان ، از بعضى از اصحاب ما ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « پيغمبرى از پيغمبران بنىاسرائيل به مرد مردهاى گذشت كه پارهاى از او در زير ديوارى و پارهاى از او از آن بيرون بود ، و مرغان ، قدرى از او را خورده ، يا چشم او را كنده بودند ، و سگان ، او را دريده بودند . پس آن پيغمبر از آنجا درگذشت و شهرى از برايش نمودار شد و به نظر درآمد ، و رفت تا در آن شهر داخل گرديد . ناگاه ديد كه بزرگى از بزرگان آن شهر مرده ، و بر بالاى تختى گذاشته و او را به ديبا پوشيدهاند ، و در گرداگرد او
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 251
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٥١