تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
باب در بيان تعجيل عقوبت گناه

196 . باب در بيان تعجيل عقوبت گناه

2996 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محّمد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از عبداللَّه بن سنان ، از حمزة بن حمران ، از پدرش ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه خداى عز و جل چون از امر و فرمانش اين باشد كه بنده‌اى را گرامى دارد ، و او را گناهى باشد ، او را به بيمارى مبتلا گرداند ، و اگر اين ابتلاء و امتحان را با او نكند ، او را به حاجت و پريشانى مبتلا كند ، و اگر اين را با او نكند ، مردن را بر او سخت گرداند كه جانش را به دشوارى بگيرد ، تا آنكه او را به آن گناه سزا دهد » . حضرت فرمود : « و اگر از امر آن جناب اين باشد كه او را خوار گرداند ، و او را در نزد آن جناب ثوابى باشد ، بدنش را صحيح گرداند و پيوسته تندرست باشد ، و اگر اين را با او نكند ، بر او در روزيش وسعت دهد ، و اگر آن جناب اين را با او نكند ، مردن را بر او سهل و آسان گرداند كه جانش را به آسانى بگيرد ، تا آنكه او را به آن حسنه سزا دهد » . 2997 / 2 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از اسماعيل بن ابراهيم ، از حكم بن عيينه روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود : « به درستى كه بنده چون گناهانش بسيار شود ، و از كردار خوب ، چيزى در نزد او نباشد كه آنها را بپوشاند و كفارهء آنها باشد ، خدا او را به اندوه مبتلا گرداند ، كه كفّارهء آنها باشد » . 2998 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كره‌اند ، از سهل بن زياد ، از جعفر بن محمد اشعرى ، از ابن قدّاح ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : خداى عز و جل فرمود : به عزّت و جلال خودم سوگند كه هيچ بنده‌اى را از دنيا بيرون نمىبرم ، و حال آنكه من مىخواهم كه او را رحمت كنم ، تا آنكه تمام ، فرا گيرم از او هر گناهى را كه به عمل آورده ، يا به بيمارى در بدن او ، و يا به تنگى در روزى او ، و يا به ترس در دنياى او ؛ پس اگر باقيمانده‌اى از آن بر او باقى بماند ، در نزد مردن ، بر او سخت گيرم . و به عزّت و جلال خودم سوگند كه هيچ بنده‌اى را از دنيا بيرون نبرم ، و حال آنكه من خواسته باشم كه او را عذاب كنم ، تا آنكه جزاى هر حسنه‌اى كه آن را به عمل آورده باشد ، به او دهم ، يا به گشادى در روزى او ، و يا به صحّت در بدن او ، و يا به ايمنى در دنياى او ؛ پس اگر باقيمانده‌اى بر او باقى بماند ، به واسطهء آن بقيّه ، مردن را بر او سهل و آسان گردانم » .