تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 21

مساهمون:

ص٢١
باب در بيان ظلم و ستمكارى

136 . باب در بيان ظلم و ستمكارى

2650 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از پدرش ، از هارون بن جهم ، از مفضّل بن صالح ، از سعد بن طريف ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « ظلم سه قسم است : ظلمى است كه خدا آن را مىآمرزد ، و ظلمى است كه خدا آن را نمىآمرزد ، و ظلمى است كه خدا آن را وا نمىگذارد و از سر آن نمىگذرد . امّا ظلمى كه خدا آن را نمىآمرزد ، شرك به خدا است . و امّا ظلمى كه خدا آن را مىآمرزد ، ظلمى است كه مرد بر نفس خود مىكند ، در آنچه ميان او و خداى عز و جل است . و امّا ظلمى كه خدا آن را وا نمىگذارد ، حق‌ّالنّاس است كه از يكديگر مىطلبند » . « 1 » 2651 / 2 . از او ، از حجّال ، از غالب بن محمد ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است در قول خداى عز و جل :
« إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ »
« 2 » كه فرمود : « مرصاد ، پلى است بر روى صراط ، كه هيچ بنده‌اى با مظلمه‌اى از آن نگذرد » ( يعنى آنكه بر بنده‌اى از بندگان خدا ستمى كرده باشد ، از آنجا عبور نتواند كرد ، و در آنجا معطّل باشد ، تا سزاى خود را ببيند ) . 2652 / 3 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از وهب بن عبد ربّه و عبداللَّه طويل ، از شيخى از قبيلهء نخع روايت كرده است كه گفت : به امام محمد باقر عليه السلام عرض كردم كه : من از ابتداى زمان حجّاج تا امروز ، پيوسته والى و حاكم بوده‌ام ، آيا مرا توبه‌اى هست ؟ راوى مىگويد كه : حضرت ساكت شد . بعد از آن ، همين را بر او اعاده نمودم . فرمود : « نه ، تا آنكه حقّ هر صاحب حقّى را به او برسانى ، كه آنچه را كه از كسى گرفتى ، به صاحبش برگردانى » . 2653 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسين بن سعيد ، از ابراهيم بن عبد الحميد ، از وليد بن صبيح ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هيچ
هامش
( 1 ) . و حضرت از آن ، به مداينهء ميان بندگان تعبير فرموده . و مداينه ، قرض به يكديگر دادن است ؛ چه ظاهر است كه همهء حقوق خلايق همچنين است ، با احتمال آنكه ذكر مداينه ، بر سبيل مثال باشد . ( مترجم ) ( 2 ) . [ فجر ، 14 . ] و ترجمهء آيه اين است : « به درستى كه پروردگار تو ، هر آينه در گذرگاه و كمين‌گاه است و در موضع‌ترقّب ، مانند كسى كه در كمين‌گاه نشسته ، منتظر گذرندگان است ، كه هيچ كس و هيچ چيز از گفتار و كردار بندگان از او فوت نشود ، و همه را بر وفق آن جزا خواهد داد » . ( مترجم )