2940 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از ابن محبوب ، از ابو حمزهء ثمالى ، از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « دلها بر سه قسم است : يكى دل سرنگون ، كه چيزى از خير و خوبى در آن جا نگيرد ، و آن دل كافر است . و ديگرى دلى است كه در آن نقطه و نشانهاى است سياه . پس خوبى و بدى در آن بر همديگر مىزنند ، چنان كه موجهاى دريا بر همديگر مىزنند . پس هر يك از اين دو كه از آن باشد ، بر آن غالب شود . و سيم دلى است گشوده ، كه چراغها در آن مىدرخشد و روشنى مىدهد ، و نور آن فرو نشانيده نمىشود تا روز قيامت ، و آن دل مؤمن است » .
باب در بيان تنقّل احوال دل
186 . باب در بيان تنقّل احوال دل « 1 »
2941 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش روايت كرده است و چند نفر از اصحاب ما ، از سهل بن زياد و محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، و همه از ابن محبوب ، از محمد بن نعمان احول ، از سلام بن مستنير كه گفت : در نزد امام محمد باقر عليه السلام بودم كه حمران بن اعين بر آن حضرت داخل شد و او را از چيزى چند سؤال كرد ؛ پس چون حمران خواست كه برخيزد ، به حضرت باقر عليه السلام عرض كرد كه : تو را خبر مىدهم ، خدا بقاى تو را از براى ما طولانى كند ! و ما را به وجود ذىجود تو بهرهمند گرداند ! كه ما به خدمت تو مىآييم ، بعد از آن ، از نزد تو بيرون نمىرويم ، مگر آنكه دلهاى ما نرم باشد ، و نفسهاى ما از دنيا راضى و قانع ، و دوستى آن به دنيا تمام و زائل ، و آنچه در دستهاى مردمان است از اين مالها ، بر ما سهل و آسان باشد . بعد از آن ، از پيش تو بيرون مىرويم ، و چون با مردم و تاجران محشور مىشويم ، دنيا را دوست مىداريم . سلام مىگويد كه : حضرت باقر عليه السلام فرمود : « جز اين نيست كه اين دلها ، دلى چند است ، كه يك مرتبه سخت و دشوار مىشود ، و يك مرتبه نرم و هموار مىگردد » .
بعد از آن ، حضرت باقر عليه السلام فرمود : « بدان و آگاه باش ! كه اصحاب محمد صلى الله عليه و آله عرض كردند كه : يا رسول اللَّه ! ما بر خود از نفاق مىترسيم » . حضرت فرمود كه : « پيغمبر فرمود : چرا از اين مىترسيد ؟ عرض كردند كه : چون در نزد تو باشيم ، و تو ما را پند دهى و ما را خواهان خوبى و راغب در آن سازى ، بترسيم ، و دنيا را فراموش كنيم ، و زاهد شويم كه هيچ رغبت
هامش
( 1 ) . و تنقّل ، از جايى به جايى رفتن است ، و چيزى را به جايى نقل كردن . ( مترجم )