تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
آفرينشى كه ايشان را بر آن آفريد ، در حالى كه ايمان را نمىشناختند به واسطهء شريعتى ، و نه كفر را به سبب انكارى ( يعنى ايشان را بر حالتى آفريد كه با آن حالت ، قابليّت ايمان و كفر ، هر دو [ را ] داشتند ، و هر چند كه قابليّات و استعدادات ايشان تفاوت داشت ، و ليكن در آن وقت ، شريعتى نبود كه كسى به واسطهء تصديق يا انكار آن ، مؤمن يا كافر باشد ) . بعد از آن ، خداى عز و جل رسولان خود را برانگيخت ، كه بندگان را به سوى ايمان به آن جناب بخوانند پس از جملهء ايشان ، كسى است كه خدا او را هدايت فرمود ، و از ايشان ، كسى است كه خدا او را هدايت ننمود » « 1 » . باب در بيان مُعارين

182 . باب در بيان مُعارين « 2 »

2925 / 1 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از على بن حكم ، از ابو ايّوب ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر عليه السلام يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه گفت : شنيدم از آن حضرت كه مىفرمود : « به درستى كه خداى عز و جل خلقى را از براى ايمان آفريده ، كه آن را زوال و بر طرف شدن نيست ، و خلقى را از براى كفر آفريده ، كه آن را زوالى نيست ، و خلقى را در ميان اين و آن آفريده ، و ايمان را به بعضى از ايشان سپرده ؛ پس اگر خواسته باشد كه آن را از براى ايشان تمام كند ، آن را تمام مىكند ، و اگر خواسته باشد كه آن را از ايشان بربايد ، از ايشان مىربايد . و فلانى « 3 » ، از ايشان بود كه ايمان به عاريه به او داده شده بود » . 2926 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از فضالة بن ايّوب و قاسم بن محمد جوهرى ، از كليب بن معاويهء اسدى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده
هامش
( 1 ) . و مراد از هدايت در اينجا ، هدايت خاصّه است ، كه محض لطف است . و امّا هدايت عامّه ، كه اصل دلالت و رهنمايى است ، اختصاص به كسى ندارد ؛ بلكه به همهء خلق رسيده ؛ زيرا كه آن ، بر خدا لازم و واجب است ، چنان كه بعثت رسولان بر آن دلالت مىكند . و بعضى گفته‌اند كه : محتمل است كه مراد از اين فقره ، آن باشد كه ، پس بعضى به آن هدايت عامّه هدايت يافتند ، و بعضى هدايت نيافتند . ( مترجم ) ( 2 ) . يعنى كسانى كه ايمان به رسم عاريه به ايشان سپرده شده ؛ زيرا كه آن ، در دل‌هاى ايشان قرار و استقرار نمىكرد ؛ پس گويا كه آن ، در نزد ايشان عاريه است ، كه در روزى از ايشان گرفته مىشود . ( مترجم ) ( 3 ) . و گفته‌اند كه : مراد از آن ، ابو الخطّاب است ؛ يعنى حسين بن مقلاص . و حديث آينده ، بر آن دلالت مىكند ؛ چه احاديث ايشان عليه السلام ، مبيّن يكديگرند . ( مترجم )