تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 189

مساهمون:

ص١٨٩
فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ اطْمَأَنَّ بِهِ وَ إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ انْقَلَبَ عَلى وَجْهِهِ خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ ذلِكَ هُوَ الْخُسْرانُ الْمُبِينُ »
« 1 » يعنى : « و از جملهء مردمان ، كسى است كه مىپرستد خدا را بر طرف و كناره‌اى « 2 » ، پس اگر برسد او را نيكويى ( چون صحّت و توانگرى ) ، آرام گيرد به آن ، يا به سبب آن ، و اگر برسد او را ابتلا و آزمايشى ، چون فقر و بيمارى ، برگردد بر روى خود ( يعنى از آن وجه كه متوجّه شده باشد به اسلام ، كه عبارت است از كفر ، باز بر آن عود كند ؛ يعنى مرتد گردد ، و دين اسلام را از دست دهد ) . زيان كرد در دنيا كه به مراد نرسيد ، و زيان كرد در آخرت كه معذّب گرديد ، و اين زيان هر دو جهان ، همان زيانى است پيدا ، و نقصانى است هويدا » . زراره مىگويد كه : حضرت باقر عليه السلام را از اين آيه سؤال كردم . فرمود كه : « اين گروه ، گروهىاند كه خداى عز و جل را عبادت كردند ، و از عبادت كسى كه پرستيده مىشود از غير خدا ، دورى كردند ، و در حقّ محمد صلى الله عليه و آله و آنچه آن حضرت آن را آورده بود ، شك كردند ؛ پس به ظاهرِ اسلام تكلّم نمودند ، و شهادت دادند به اينكه غير از خدا ، خدايى نيست ، و به اينكه محمد ، رسول خدا است ، و به قرآن اقرار كردند ، و حال آنكه ايشان در آن يا با وجود آن ، صاحبان شك بودند در باب محمد صلى الله عليه و آله ، و در آنچه آن حضرت آن را آورده بود ، و در باب خداى - تعالى - شك نداشتند . خداى عز و جل فرمود كه :
« وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَعْبُدُ اللَّهَ عَلى حَرْفٍ »
؛ يعنى : بر شك و با عدم يقين در باب محمد صلى الله عليه و آله ، و آنچه آن را آورده .
« فَإِنْ أَصابَهُ خَيْرٌ »
؛ يعنى : عافيتى به او برسد در جان و مال و فرزندانش ،
« اطْمَأَنَّ بِهِ »
؛ يعنى : مطمئن گردد ، و به آن راضى شود ، و
« إِنْ أَصابَتْهُ فِتْنَةٌ »
؛ يعنى : بلاء و زحمتى در تن يا مالش به او برسد ، فال بد زند ، و ايستادگى بر اقرار به حضرت پيغمبر صلى الله عليه و آله را ناخوش دارد ؛ پس به سوى وقوف و شك برگردد ، و دشمنى خدا و رسول او صلى الله عليه و آله را بر پا كند ، و پيغمبر صلى الله عليه و آله و آنچه را كه آن حضرت آورده ، انكار كند » . 2921 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از موسى بن بكر ، از
هامش
( 1 ) . حج ، 11 . ( 2 ) . و اين كنايه است از عدم ثبات در دين ، و بىآرامى و سكون در آن ، همچنان كه كسى بر كناره‌ى لشكرى ايستاده ، مىنگرد . اگر فتح و ظفر ، ايشان را دريابد ، آرام گرفته ، در ميان ايشان در آيد ، و با ايشان در غنيمت شركت كند ، و اگر شكست خورند ، قرار بر فرار دهد ، و از ايشان بگريزد . ( مترجم )