نيكو شود ، و ثابت باشند بر دين خويش كه در آن داخل شدند و به آن اقرار كردند . و به درستى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله در روز حنين ، كه موضعى است در ميان مكّه و طائف ، بزرگانى چند را از بزرگان عرب تالّف فرمود ، و وضعى كرد كه الفت به هم رسانند و به آن حضرت ميل كنند ، از قريش و ساير قبيلهء مضر ، كه از جملهء ايشان ، ابوسفيان ، پسر حرب بود ، و عينية بن حصن فزارى ، و امثال ايشان از مردمان . پس قبيلهء انصار غضب كردند ، و در نزد سعد بن عباده جمع شدند ، و سعد ، ايشان را به خدمت رسول خدا صلى الله عليه و آله برد ، در جعرانه » « 1 » .
تتمّهء حديث « پس سعد عرض كرد كه : يا رسول اللَّه ! آيا مرا دستورى مىدهى در سخن گفتن ؟ فرمود : آرى . عرض كرد كه : اگر اين امر ، در باب اين مالها كه در ميان قوم خود تقسيم فرمودى ، چيزى باشد كه خداى عز و جل آن را فرو فرستاده است ، ما به آن راضى و خشنوديم . و اگر غير از اين باشد ، راضى نيستيم » . زراره مىگويد كه : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : اى گروه انصار ! آيا همهء شما بر گفتار سيّد و بزرگ خويش ، سعديد ؟ عرض كردند كه : سيّد ما خدا و رسول اويند ؛ پس در مرتبهء سيم عرض كردند كه : ما بر مثل قول و رأى اوييم » . زراره مىگويد كه : شنيدم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « پس خدا جوش « 2 » ايشان را فرو نشانيد ، يا در همان ساعت ، آيه را فرو فرستاد ، و بهرهاى را از براى « مؤلّفة قلوبهم » در قرآن واجب گردانيد » .
2916 / 3 . على ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از مردى ، از زراره ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هرگز " مؤلّفة قلوبهم " ، از ايشان ، در امروز بيشتر نبودهاند » .
2917 / 4 . على ، از پدرش ، از ابن ابى عمير ، از ابراهيم بن عبد الحميد ، از اسحاق بن غالب روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « اى اسحاق ! اهل اين آيه را چه قدر مىبينى ؟
« فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا وَ إِنْ لَمْ يُعْطَوْا مِنْها إِذا هُمْ يَسْخَطُونَ »
« 3 » ؛ يعنى : پس اگر داده شوند از صدقات ، راضى و خشنود شوند ، و اگر داده نشوند از آن ، ناگاه ايشان خشم گيرند
هامش
( 1 ) . و جعرانه - به فتح جيم و سكون عين ، و در قاموس گفته است كه : و گاه است كه عين آن كسر داده مىشود ، و راء آن مشدّد مىگردد . و شافعى گفته است كه : تشديد راء آن ، خطا است - ، موضعى است در ميان مكّه و طائف ، كه به اين نام ناميده مىشود ، به واسطهء ريطه ، دختر سعد ، و ريطه ، ملقّب بود به جعرانه . ( مترجم )
( 2 ) . در متن عربى « نورهم » ، ولى گويى نسخه مترجم « فورهم » بوده است .
( 3 ) . توبه ، 58 . و در قرآن ، « فَانْ أُعْطُوا » ، با ذكر فاء است . ( مترجم )