و نه با جماعت كافرانند ( به جهت اسلام ظاهر ) . و هر كه را خداى - تعالى - فرو گذارد و خذلان نمايد ( به جهت عناد و جحود او ) ، پس نيابى از براى او راهى را به سوى حق و ثواب » .
و حضرت فرمود كه : « ايشان ، از جملهء كافران نيستند ، و از جملهء مؤمنان نيستند ، و از جملهء مسلمانان نيستند ، ايمان را اظهار مىكنند و به سوى كفر و تكذيب باز مىگردند ، خدا ايشان را لعنت كند » .
2869 / 3 . حسين بن محمد ، از محمد بن جمهور ، از عبد اللَّه بن عبد الرحمان اصم ، از هيثم بن واقد ، از محمد بن سليمان ، از ابن مسكان ، از ابو حمزه ، از حضرت على بن الحسين عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه منافق نهى مىكند و خود باز نمىايستد ، و امر مىكند به آنچه خود آن را نمىآورد ، و چون به سوى نماز برخيزد ، اعتراض مىكند » . عرض كردم : يابنرسول اللَّه ! اعتراض چيست ؟ فرمود : « التفات « 1 » . پس چون ركوع كند ، مانند گوسفند فرو خوابد . شام مىكند و مقصودش ، خوردنىِشام است ( كه چه چيز بخورد ) ، و حال آنكه او روزهدار نبوده ، و صبح مىكند و همّتش خوابيدن است ، با آنكه بيدار خوابى نكشيده . اگر تو را خبرى دهد ، دروغ گويد ، و اگر او را امين دارى ، با تو خيانت ورزد ، و اگر غائب شوى ، تو را غيبت نمايد ، و اگر تو را وعده دهد ، با تو خلف وعده كند » .
2870 / 4 . از او ، از ابن جمهور ، از سليمان بن سماعه ، از عبد الملك بن بحر ، مثل اين روايت كرده است و آن را مرفوع ساخته ، و در آن ، اين را زياد كرده است كه : « چون ركوع كند ، مانند گوسفند فرو خوابد ، و چون به سجده رود ، به سرعت سر بر زمين زند ، چنان كه مرغ منقار بر زمين بزند ، و چون بنشيند ، مانند سگ پاى خود را بالا گيرد » .
2871 / 5 . ابو على اشعرى ، از حسن بن على كوفى ، از عثمان بن عيسى ، از سعيد بن يسار ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : داستان و قصّهء منافق ، چون داستان تنهء درختى است كه صاحب آن خواسته باشد كه در بعضى از عمارات خويش به آن منتفع شود . پس از برايش استقامت به هم نرساند ، در آنجا كه اراده كرده است ؛ پس آن را در جايى ديگر نقل كند ، و در آنجا نيز استقامت نداشته باشد و راست
هامش
( 1 ) . يعنى به اين طرف و آن طرف نگريستن ، يا التفات ، خصوص پشت سر نگريستن است .