و حضرت فرمود كه : « خدا فرموده است ، در حالتى كه شيطان و بيزارى جستن او را از دوستان خويش از آدميان ، در روزقيامت ذكر مىفرمايد ، كه :
« إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ »
« 1 » ؛ يعنى : « به درستى كه من كافر شدم به آنچه مرا شريك گردانيديد پيش از اين در دنيا » . و فرموده است كه :
« إِنَّمَا اتَّخَذْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْثاناً مَوَدَّةَ بَيْنِكُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا ثُمَّ يَوْمَ الْقِيامَةِ يَكْفُرُ بَعْضُكُمْ بِبَعْضٍ وَ يَلْعَنُ بَعْضُكُمْ بَعْضاً »
« 2 » ؛ يعنى : جز اين نيست كه فرا گرفتيد از غير خدا بتانى چند را به خدايى ، براى دوستى ميان شما در زندگانى دنيا . پس در روز قيامت ، كافر شود بعضى از شما به بعضى ديگر » . و حضرت فرمود كه : « يعنى بعضى از شما از بعضى بيزارى جويد » ( و لعنت كند بعضى از شما بعضى ديگر را ) .
باب در بيان ستونهاى كفر و شعبههاى آن
167 . باب در بيان ستونهاى كفر و شعبههاى آن
2866 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از ابراهيم بن عمر يمانى ، از عمر بن اذينه ، از ابان بن ابى عيّاش ، از سليم بن قيس هلالى ، از اميرالمؤمنين عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « كفر ، بر چهار ستون بنا شده است و آنها : فسق ، و بيرون رفتن است از دايرهء فرمان خدا ، و غلوّ ، و شك و شبهه .
و فسق ، بر چهار شعبه است : بر جفا و كورى و غفلت و سركشى ؛ پس هر كه جفا كند ، خلق را كوچك شمارد ، و فقها را دشمن دارد ، و بر گناه بزرگ اصرار كند . و هر كه كور باشد از دين حق ، ياد خدا را فراموش كند ، و گمان را پيروى نمايد ، و با آفريدگار خود به علانيه جنگ كند ، و شيطان بر او و گمراهى او اصرار كند ، و آمرزش گناهان را طلبد ، بىآنكه توبه كند ، يا تضرّع و زارى نمايد ، يا غفلتى داشته باشد ( بلكه دانسته گناه كرده ، و از روى عمد و قصد آن را به جا آورده ) ، و هر كه غفلت داشته باشد ، بر نفس خود جنايت كند و آسيب گناه به آن رساند ، و بر پشت خويش برگردد و پس پس رود ، و گمراهى خود را ، راه راست پندارد ، و آرزوها ، او را گول زند ، و حسرت و پشيمانى ، او را فرا گيرد ، چون امر گذارده شود و پردهء غفلت از پيش رويش بر طرف شود ، و از برايش ظاهر گردد آنچه نبود كه بپندارد « 3 » . و هر كه از امر خداى عز و جل سركشى كند ، شك كند ، و هر كه شك كند ، خدا بر او بلندى و برترى جويد ؛ پس او را به سلطنت و تسلّطى كه دارد ، خوار كند ، و به بزرگوارى خود ، او را حقير و
هامش
( 1 ) . ابراهيم ، 22 .
( 2 ) . عنكبوت ، 25 .
( 3 ) . يعنى حتى به آن گمان نمىبرد .