از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اگر آنكه بندگان ، در وقتى كه جهالت داشته باشند و چيزى را ندانند ، بايستند و انكار نكنند ، كافر نشوند » .
2863 / 20 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از فضيل بن يسار ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه خداى عز و جل على را بر پا كرد كه نشانهاى باشد در ميان آن جناب و آفريدگانش ؛ پس هر كه او را بشناسند ، مؤمن باشد ، و هر كه او را انكار كند ، كافر باشد ، و هر كه به او جاهل باشد ، گمراه باشد ، و هر كه چيزى را با او بر پا كند ، مشرك باشد ، و هر كه بيايد در قيامت با دوستى او ، در بهشت داخل شود ، و هر كه بيايد با دشمنى او ، در آتش دوزخ درآيد » .
2864 / 21 . يونس ، از موسى بن بكر ، از امام موسىكاظم عليه السلام روايت كرده است كه فرمود :
« به درستى كه على عليه السلام درى است از درهاى بهشت ؛ پس هر كه در او داخل شود ، مؤمن باشد ، و هر كه از درِ او بيرون رود ، كافر باشد ، و هر كه در آن داخل نشود و از آن بيرون نرود ، در طبقهاى باشد كه خدا را در باب ايشان مشيّت و خواست است ، كه آنچه خواهد ، با ايشان مىكند » « 1 » .
باب در بيان وجوه و طورهاى كفر
166 . باب در بيان وجوه و طورهاى كفر
2865 / 1 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از بكر بن صالح ، از قاسم بن بريد ، از ابو عمرو زبيرى ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه :
مرا خبر ده از وجوه و اقسام كفر كه در كتاب خداى عز و جل مذكور است .
فرمود كه : « كفر ، در كتاب خداى عز و جل بر پنج وجه است ؛ پس از جملهء آنها ، كفر جحود و انكار است ، و آن بر دو وجه است . بعد از آن ، كفرى است كه به واسطهء ترك كردن آن چيزى است كه خدا به آن امر فرموده است ، و كفر برائت و بيزارى ، و كفر نعمتها . امّا كفر جحود و انكار ، انكار ربوبيّت و پروردگارى است ، كه بالمرّه خدا را انكار كند ، و اين گفتار كسى است كه مىگويد : پروردگارى نيست و بهشتى نيست و دوزخى نيست . و اين گفتار ، گفتار
هامش
( 1 ) . و چند حديث اين باب ، در باب رواياتى كه در ولايت است ، مذكور شد ، با تفاوت و اختلاف در متن و سند . ( مترجم )