گناهان ، دلها را به درد آورد ، و هيچ ترسى نيست كه از مردن سختتر باشد . و آنچه پيش گذشته ، از براى فكر و انديشه بس است ، و كافى است كه مرگ ، واعظ و پنددهنده باشد » .
2439 / 29 . احمد بن محمد كوفى ، از على بن حسن ميثمى ، از عبّاس بن هلال شامى ، مولاى ابوالحسن حضرت امام موسىكاظم عليه السلام ، روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام رضا عليه السلام كه مىفرمود : « در هر زمان كه بندگان از گناهان ، گناهى را پديد آورند كه پيش از آن نمىكردند ، خدا براى ايشان از بلاها ، بلايى را پديد آورد كه پيش از آن نمىشناختند » .
2440 / 30 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنمحبوب ، از عبّاد بن صهيب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « خداى عز و جل مىفرمايد كه : چون مرا نافرمانى كند كسى كه مرا مىشناسد ، بر او مسلّط گردانم كسى را كه مرا نمىشناسد » .
2441 / 31 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از على بن اسباط ، از ابنعرفه ، از امام موسىكاظم عليه السلام كه فرمود : « به درستى كه خداى عز و جل را در هر روز و هر شب نداكنندهاى هست كه ندا مىكند و مىگويد كه : اى بندگان خدا ! آهسته باشيد ، آهسته باشيد ، و رفق و نرمى كنيد از نافرمانىهاى خدا و پيرامون آنها مگرديد . پس اگر چهارپايان چرنده و كودكان شيرخورنده و پيران ركوعكننده نمىبودند ، عذاب بر شما ريخته مىشد ، ريختنى سخت ، كه شما به غايت درهم شكسته و به آن خرد و مُرد شويد » .
باب در بيان گناهان كبيره
112 . باب در بيان گناهان كبيره
2442 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از ابنفضّال ، از ابوجميله ، از حلبى ، از امام جعفر صادق عليه السلام در قول خداى عز و جل :
« إِنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلًا كَرِيماً »
« 1 » كه آن حضرت فرمود : « گناهان كبيره آنها است كه خداى عز و جل آتش جهنّم را بر گردن آنها واجب گردانيده » . و ترجمهء آيه اين است كه : « اگر اجتناب كنيد و دورى نماييد از گناهان بزرگ ، از آنچه نهى كرده مىشويد از آن ( يعنى ما و خليفهء ما شما را از آن نهى كردهايم ) ، درگذرانيم و عفو كنيم از شما گناهان شما را ؛ يعنى گناهان كوچك شما را ، و درآوريم شما را در موضع خوب گرانمايه » ( كه بهشت است ) .
2443 / 2 . از او ، از ابنمحبوب روايت است كه گفت : بعضى از اصحاب ما عريضهاى به
هامش
( 1 ) . نساء ، 31 .