تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 549

مساهمون:

ص٥٤٩
است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام به من فرمود كه : « چه چيز ميثم را از تقيّه منع كرد ؟ پس به خدا سوگند كه مىدانست كه اين آيه در قصّهء عمّار و يارانش فرود آمد .
« إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَ قَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمانِ »
. « 1 » 2256 / 16 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از صفوان ، از شعيب حدّاد ، از محمد بن مسلم ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « تقيّه قرار داده نشد ، مگر از براى آنكه خون محفوظ باشد و از ريختن باز داشته شود . پس چون كار به خون رسد ، تقيّه نيست » . 2257 / 17 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن‌فضّال ، از ابن‌بكير ، از محمد بن مسلم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر چه اين امر - يعنى ظهور حضرت قائم عليه السلام - نزديك شود ، تقيّه سخت‌تر باشد » . 2258 / 18 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از ابن‌اذينه ، از اسماعيل جعفى و معمّر بن يحيى بن سام و محمد بن مسلم و زراره روايت كرده است كه گفتند : شنيديم از امام محمد باقر عليه السلام كه مىفرمود : « تقيّه در هر چيزى است كه فرزند آدم به سوى آن ناچار شود . به حقيقت كه خدا آن را از برايش حلال گردانيد » . 2259 / 19 . على بن ابراهيم ، از محمد بن عيسى ، از يونس ، از ابن‌مسكان ، از حريز ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : آن حضرت فرمود كه : تقيّه سپر خدا است در ميان او و خلقش . 2260 / 20 . حسين بن محمد ، از معلىّ بن محمد ، از محمد بن جمهور ، از احمد بن حمزه ، از حسين بن مختار ، از ابوبصير روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود كه : « با مردمان در ظاهر آميزش كنيد و در باطن با ايشان مخالفت نماييد ؛ چون امارت و حكومت به روش كارهاى كودكان و بچه‌بازى باشد » ( كه صاحب آن چون كودكانِ شاغل به لهو و لعب و فتنه و باطل باشد ) . 2261 / 21 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن عيسى از زكريّا مؤمن ، از عبداللَّه بن اسد ، از عبداللَّه بن عطا روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام محمد باقر عليه السلام
هامش
( 1 ) . نحل ، 106 . مگر كسى كه اجبار شود ، در حالى كه دلش آرميده به ايمان است .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 549 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى