تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 511

مساهمون:

ص٥١١
فرمود : « ده هزار كس » . 2184 / 11 . على ، از پدرش ، از حمّاد بن عيسى ، از ربعى روايت كرده است كه گفت : حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « هر كه برادر خود را در راه خدا طعام دهد ، آن قدر از اجر از براى او باشد ؛ مانند آنكه فئامى از مردم را طعام دهد » . عرض كردم كه : فئام چيست و چه قدر است ؟ فرمود : « صدهزار نفر از مردمان » . « 1 » 2185 / 12 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن‌ابىعمير ، از هشام بن حكيم ، از سدير صيرفى روايت كرده است كه گفت : حضرت صادق عليه السلام به من فرمود كه : « چه چيز تو را منع كرده است از آنكه در هر روز بنده‌اى را آزاد كنى ؟ » عرض كردم كه : مال من تاب اين را ندارد . فرمود كه : « هر روز مسلمانى را طعام مىدهى ، چنان است كه بنده‌اى را آزاد كرده‌اى » . عرض كردم كه : آن مسلمان توانگر باشد يا پريشان ؟ راوى مىگويد كه : حضرت فرمود : « به درستى كه توانگر نيز گاهى خواهش طعام دارد » . 2186 / 13 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن خالد ، از احمد بن محمد بن ابىنصر ، از صفوان جمّال ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « يك لقمه‌اى كه برادر مسلمانم آن را بخورد در نزد من ، دوست‌تر است به سوى من از آنكه بنده‌اى را آزاد كنم » . 2187 / 14 . از او ، از اسماعيل بن مهران ، از صفوان جمّال ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « هر آينه اگر مردى از برادران خود را سير گردانم ، دوست‌تر است در نزد من از آنكه در اين بازار شما داخل شوم و از آن بازار يك سر بنده را بخرم و او را آزاد كنم » . 2188 / 15 . از او ، از على بن حكم ، از ابان بن عثمان ، از عبدالرحمان بن ابىعبداللَّه ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « هر آينه اگر پنج درم را فرا گيرم و به سوى اين بازار شما روم و در آن داخل شوم و به آن درم‌ها طعامى را بخرم و گروهى از مسلمانان را جمع كنم كه آن را بخورند ، دوست‌تر است در نزد من از آنكه بنده‌اى را آزاد كنم » . 2189 / 16 . از او ، از وشّاء ، از على بن ابىحمزه ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « از حضرت محمد بن على - صلوات اللَّه عليهما - سؤال شد كه : چه چيزى
هامش
( 1 ) . و در كتب لغت ، فئام را به گروه از مردمان تفسير كرده‌اند و از اين قبيل مسامحات بسيار دارند . و در فئام دو وجه جائز است : يكى فئام به همزه بعد از آن ياء ، و ديگرى با ياء حطّى و هر دو به كسر فاء و فتح ، دويم آن است بر وزن كتاب و اصل مادّهء آن به معنى كثرت و بسيارى و پرى است . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 511 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى