نزد ما بسيارند . فرمود : « آيا مالدار بر درويش مهربانى مىكند ، و نيكوكار از بدِ بدكار در مىگذرد ، و با يكديگر مواسات و برابرى مىكنند ؟ » عرض كردم : نه . فرمود كه : « اين گروه شيعه نيستند ، و شيعه كسى است كه اينها را به جا آورد » .
2067 / 12 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از محمد بن سنان ، از على بن فضيل ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « پدرم ابوجعفر - صلوات اللَّه عليه - مىفرمود كه : اصحاب خويش را تعظيم و توقير كنيد و ايشان را بزرگ داريد ، و با روىهاى ناخوش يكديگر را ملاقات مكنيد ، و همديگر را ضرر مرسانيد ، و بر يكديگر حسد مبريد ، و بپرهيزيد از بخل كردن ، و بندگان خالص خدا باشيد » .
2068 / 13 . ابوعلى اشعرى ، از محمد بن عبدالجبّار ، از ابنفضّال ، از عمر بن ابان ، از سعيد بن حسن روايت كرده است كه گفت : امام محمد باقر عليه السلام فرمود : « آيا يكى از شما به نزد برادرش مىآيد كه دست خويش را در كيسهء او داخل كند و آنچه را كه احتياج دارد برگيرد و صاحب كيسه او را باز ندارد ؟ » عرض كردم كه : چنين كسى را در ميانهء خود نمىشناسم .
حضرت باقر عليه السلام فرمود : « پس در اين هنگام چيزى نيستند » . عرض كردم : چون چنين است ، هلاك خواهند شد . فرمود كه : « اين قوم هنوز عقلى كه بايد داشته باشند ، به ايشان عطا نشده است » .
2069 / 14 . على بن ابراهيم ، از حسين بن حسن ، از محمد بن اورمه روايت كرده است كه آن را مرفوع ساخته ، از معلّى بن خنيس كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام را سؤال كردم از حقّ مؤمن . فرمود كه : « هفتاد حقّ است و من تو را خبر نمىدهم ، مگر به هفت حقّ از آنها ؛ زيرا كه من بر تو مهربانم ، مىترسم كه تاب تحمّل آنها را نداشته باشى » . عرض كردم : بلى ، متحمّل آنها مىشوم اگر خدا خواهد . فرمود كه : « سير نباشى و او گرسنه باشد ، و جامه درنپوشى و او برهنه باشد ، و راهنما و پيراهن او باشى كه آن را در مىپوشد ( يعنى با او در نهايت خلطت و آميزش و محرميّت باشى ) ، و زبان او باشى كه به آن سخن مىكند ، و از برايش دوست دارى آنچه را كه از براى خود دوست مىدارى ، و اگر كنيزى داشته باشى او را بفرستى كه رختخوابش را بگستراند و در حوائج او در شب و روز سعى كنى ؛ پس چون چنين كردى ، دوستى خود را به دوستى ما ، و دوستى ما را به دوستى خداى عز و جل پيوستهاى » .
2070 / 15 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ،
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 441
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٤٤١