آخرت را ببيند ، و به روشنى دل خويش ، فرو نشاند آنچه را كه چشمهايش ديده از دوستى دنيا . و حرام آن را پليد داند و به آن ميل نكند ، و از آنچه شبههناك باشد دورى نمايد . و به خدا سوگند كه به حلال صاف كه غبار كدورت شبهه بر آن ننشسته باشد ، بدن خود را ضرر رساند ، و از آن نيز نخورد ، مگر آنچه او را چارهاى از آن نباشد ؛ از نان پارهاى كه پشت خود را به آن سخت كند ، و جامهاى كه عورت خويش را به آن بپوشاند . و پنهان كند از ستبرتر و درشتترينِ آنچه بيابد و از برايش ميسّر شود . و در آنچه او را از آن چارهاى نباشد ، او را عميد و اميدى نباشد ؛ پس اعتماد و اميدش بر خدا كه آفرينندهء چيزها است واقع شود ، و جد و جهد كند و سعى و كوشش بليغى به جا آورد ، و بدن خود را در تعب و رنج اندازد ، تا آنكه استخوانهاى دندهاش ظاهر و نمايان شود ، و چشمهايش در سرش فرود رود . بعد از آن خدا او را بدل اين ، يك نوع قوّتى در بدن ، و يك قسم شدّتى در عقلش عطا كند ، و آنچه از براى او ذخيره فرمود در آخرت ، از اين بيشتر است ؛ پس دنيا را ترك كن ؛ زيرا كه دوستى دنيا كور و كر و گنگ مىگرداند ، و گردنها را ذليل و رام مىسازد ؛ پس آنچه را كه از عمرت باقى مانده درياب ، و مگو كه فردا يا پسفردا چنين خواهم كرد ؛ زيرا كه كسانى كه پيش از تو بودهاند هلاك نشدند ، مگر به سبب ايستادگى ايشان بر سر آرزوها ، و وپسانداختن كارها ، تا آنكه عذاب خدا بر ايشان وارد شد ناگاه ، و ايشان بىخبران بودند ؛ پس ايشان را بر بالاى چوبهاى جنازه گذاشتند ، و به سوى قبرهاى تاريك و تنگ خويش نقل كردند ، و فرزندان و كسانى كه داشتند ايشان را وا گذاشتند ؛ پس از همهء جهانيان بريده شو ، و به سوى درِ خدا بگريز ، و پناه بَر با دل بازگردانيده به سوى آن جناب ، از وا گذاشتن دنيا ، و عزم و دلبستگى كه در آن شكستگى و بريدگى نباشد . ( و احتمال دارد كه معنى اين باشد كه هر كه دنيا را ترك كند و دل بر ترك آن ببندد ، شكستگى و بريدگى در او نباشد ) . خدا ما و تو را بر طاعت خويش يارى نمايد ، و خدا ما و تو را از براى رضاى خويش توفيق دهد » .
1916 / 24 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از عبداللَّه بن مغيره و غير او ، از طلحة بن زيد ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « داستان دنيا چون داستان آب دريا است ، كه تشنه هر چه از آن بنوشد ، تشنگىاش بيفزايد ، تا آنكه او را بكشد » .
1917 / 25 . حسين بن محمد ، از معلىّ بن محمد ، از وشّاء روايت كرده است كه گفت :
شنيدم از امام رضا عليه السلام كه مىفرمود : « عيسى بن مريم به حوّاريان فرمود كه : اى فرزندان
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 353
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٣٥٣