تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 285

مساهمون:

ص٢٨٥
باب در بيان حيا

52 . باب در بيان حيا « 1 »

1781 / 1 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از ابن‌محبوب ، از على بن رئاب ، از ابوعبيدهء حذّاء ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « حيا از ايمان است ، و ايمان در بهشت است » . 1782 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از محمد بن سنان ، از ابن‌مسكان ، از حسن صيقل روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « حيا و عفّت و درماندن ، از ايمان است » . و فرمود كه : « مقصودم از درماندگى ، درماندگى زبان است از سخن گفتن ؛ نه درماندن دل از ايمان » . 1783 / 3 . حسين بن محمد ، از محمد بن احمد نهدى ، از مصعب بن يزيد ، از عوّام بن زبير ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « هر كه رويش تنگ ؛ يعنى حيايش كم باشد ، علمش تنگ و كم باشد » . « 2 » 1784 / 4 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از عبداللَّه بن مغيره ، از يحيى برادر دارم ، از معاذ بن كثير از امام محمد باقر يا امام جعفر صادق عليهما السلام روايت كرده است كه فرمود : « حيا و ايمان در يك ريسمان بسته و به يكديگر پيوسته‌اند ؛ پس هرگاه يكى از اين دو برود ، ديگرى در پى آن مىرود » . 1785 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از سهل بن زياد ، از محمد بن عيسى ، از حسن بن على بن يقطين ، از فضيل بن كثير ، از آنكه او را ذكر كرده ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « ايمان نيست از براى كسى كه او را حيا نباشد » . 1786 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن ابىعبداللَّه ، از بعضى از اصحاب ما كه آن را مرفوع ساخته و گفته است كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود كه : « حيا دو قسم است : يكى حيايى است كه از عقل ناشى مىشود ؛ و ديگرى حيايى كه از حمق و بىعقلى برمىخيزد ؛ پس حياى عقل ، علم است ، و حياى حمق ، جهل و نادانى » .
هامش
( 1 ) . و حياء ، شرم و شرم داشتن است . و آن گرفتگى نفس است از آن‌چه زشت باشد . و مركّب است از جبن و بيدلى و عفّت و پرهيزگارى ، و لهذا با شجاعت و فسق كم جمع مىشود . ( مترجم ) ( 2 ) . مقصود آن است كه در طلب علم ، كمرويى ، نادرست و نابجا است .