پيغمبرى را مبعوث نگردانيده ، مگر با راستگويى در خبر ، و اداى امانت به سوى نيكوكار و بدكارِ نابكار » .
1770 / 2 . از او ، از عثمان بن عيسى ، از اسحاق بن عمّاد و غير او ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت است كه فرمود : « به نماز و روزهء ايشان فريفته مشويد ؛ زيرا كه مرد بسا است كه به نماز و روزه حريص شده ، به مرتبهاى كه اگر آن را ترك كند ، غمگين مىشود و مىرمد ، و ليكن ايشان را آزمايش كنيد ، در نزد راستى در خبر و اداى امانت » .
1771 / 3 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از سهل بن زياد ، از ابنابىنجران ، از مثنّى حنّاط ، از محمد بن مسلم ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود : « هر كه زبانش راست گويد ، عملش پاكيزه باشد » .
1772 / 4 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از موسى بن سعدان ، از عبداللَّه بن قاسم ، از عمرو بن ابىالمقدام روايت كرده است كه گفت : در اوّل مرتبهاى كه بر امام محمد باقر عليه السلام داخل شدم به من فرمود كه : « راستگويى را پيش از حديث بياموزيد » .
1773 / 5 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حسن بن محبوب ، از ابوكهمس روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه :
عبداللَّه بن ابىيعفور تو را سلام مىرساند . فرمود : « و سلام بر او و بر تو باد . هرگاه به نزد عبداللَّه بيايى ، سلام مرا به او برسان و به او بگو كه : جعفر بن محمد به تو مىگويد كه : نظر كن به آنچه على عليه السلام به آن رسيد در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله ، و از آن دست برمدار ؛ زيرا كه على عليه السلام نرسيد به آنچه رسيد در نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله ، مگر به راستى خبر و اداى امانت » .
1774 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابنابىعمير ، از ابواسماعيل بصرى ، از فضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام فرمود كه : « اى فضيل ! به درستى كه راستگو ، اوّل كسى كه او را تصديق مىكند ، خداى عز و جل است كه مىداند كه او راستگو است ، و نفس او را تصديق مىكند و مىداند كه او راستگو است » .
1775 / 7 . ابنابىعمير ، از منصور بن حازم ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « اسماعيل ناميده نشد به صادقالوعد - يعنى راستوعده - ، مگر از براى آنكه با كسى وعده كرد در جايى ، و يك سال او را انتظار كشيد ؛ پس خداى عز و جل او را صادقالوعد ناميد . بعد از آن ، آن مرد به نزد اسماعيل آمد . اسماعيل به او گفت كه : در عرض اين مدّت پيوسته
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 281
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٨١