پناه بريم و مردم به كه پناه برند بعد از تو ؟ پدرم فرمود : « به سوى صاحب دو جامهء زرد و صاحب دو گيسو ، يا كاكل و او در اين ساعت بر تو طالع مىشود ، و بر مىآيد از اين در و در را به هر دو دست مىگشايد » . پس درنگ نكرديم كه كفهاى دستى از براى ما پيدا شد و درها را گرفت و آنها را گشود . بعد از آن حضرت امام موسى كاظم عليه السلام بر ما داخل شد .
806 / 6 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از ابن ابى نجران ، از صفوان جمّال ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : منصور بن حازم به آن حضرت عرض كرد كه : پدر و مادرم فداى تو باد ، نفوس در معرض زوال است و اجل آنها در صبح و شام مىرسد و به مرگ بسيار نزديك است . پس هرگاه اين امر ( كه عبارت است از رحلت ) واقع شود ، كى امام خواهد بود ؟ حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « چون اين امر واقع شود ، همين امام شما است » و حضرت ، دست خويش را بر دوش راست امام موسى كاظم زد . در آنچه من مىدانم ، آن حضرت در آن روز ، كودك پنج ساله ( يا قامت مباركش ، پنج شبر بود ) و عبداللَّه پسر امام جعفر با ما نشسته بود .
807 / 7 . محمد بن يحيى ، از محمد بن حسين ، از عبدالرّحمان بن ابى نجران ، از عيسى بن عبداللَّه بن محمد بن عمر بن على بن ابىطالب عليه السلام از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : هرگاه حادثهاى واقع شود - و خدا آن را به من ننمايد - به كه اقتدا كنم ؟ راوى مىگويد كه : حضرت اشاره فرمود به سوى پسرش حضرت موسى . عرض كردم كه : اگر حادثه به امام موسى رخ نمايد به كه اقتدا كنم ؟ فرمود : « به فرزند او » .
عرض كردم كه : اگر به فرزند آن حضرت ، امرى روى دهد و برادرى بزرگ و پسر كوچكى را وا گذارد ، به كه اقتدا كنم ؟ فرمود : « به فرزند او » . پس فرمود كه : « هميشه چنين است » . عرض كردم كه : اگر امام را نشناسم و مكان او را ندانم ؟ فرمود كه : « مىگويى : خداوندا ، به درستى كه من دوست مىدارم آنكه را كه باقى مانده از حجّتهاى تو از فرزند امامى كه در گذشته ؛ زيرا كه همين تو را كفايت مىكند . انشاءاللَّه » .
808 / 8 . احمد بن مهران ، از محمد بن على ، از عبداللَّه قَلّاء ، از مفضّل بن عمر روايت كرده است كه گفت : امام جعفر صادق عليه السلام ، امام موسى كاظم عليه السلام را ياد فرمود و آن حضرت در آن روز كودكى بود . پس فرمود كه : « اين ، مولودى است كه در ميان ما فرزندى زاده نشد كه
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 85
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٨٥