صرف شود » .
1420 / 7 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن فضّال ، از ابن بُكير روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام جعفر صادق عليه السلام كه مىفرمود : « من يك درم از شما مىگيرم . و به درستى كه مال من از همهء اهل مدينه بيشتر است و به اين امر چيزى را اراده ندارم ، مگر آنكه مىخواهم كه شما پاك و پاكيزه شويد » .
130 . باب در بيان فىء و انفال و تفسير خمس و حدود آن و آنچه خمس در آن واجب است
فىء به فتح فاء و سكون يا ، مالى است كه از كافر به مسلمان رسيده باشد ، يعنى : غنيمت . و انفال جمع نفل است و نفل به فتح نون و فا نيز غنيمتى است كه از كفّار گيرند . و به سكون فا ، بخشش غير واجب است . و مراد از انفال در اينجا ، چيزى است كه در دار الحرب به دست آيد ، بدون جنگ و غير آن از آنچه مذكور خواهد شد .
و كلينى رضى الله عنه خود مىفرمايد : به درستى كه خداى تبارك و تعالى همهء دنيا را سر تا سر آن از براى خليفه و جانشين خود قرار داده در آنجا كه به فرشتگان مىفرمايد كه :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 1 » . پس دنيا به تمام بها از براى آدم بود و بعد از آدم ، به نيكان از فرزندان و جانشينان او منتقل شد . پس آنچه دشمنان ايشان بر آن غالب شدهاند و به تصرّف خود گرفتهاند ، بعد از آنكه به جنگ يا غلبه به سوى ايشان بر گردد ، آن را فىء ناميدهاند و فىء ، آن است كه به جنگ و غالب شدن به سوى ايشان بر گردد و حكم خدا در باب فىء آن چيزى است كه خدا فرموده است :
« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَيْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِي الْقُرْبى وَ الْيَتامى وَ الْمَساكِينِ وَ ابْنِ السَّبِيلِ »
« 2 » پس آن از براى خداست و از براى رسول او و از براى خويش رسول . پس اينك همان فىء است كه برگشته است و جز اين نيست كه برگردند .
چيزى است كه در دست خلفاى خدا باشد و به شمشير از ايشان گرفته شده باشد و امّا آنچه به سوى ايشان بازگشته ، بىآنكه بر تحصيل آن اسبى يا شترى تاخته شود ، آن انفال است . و انفال ، مال خدا و مال رسول است بخصوص كه هيچكس را در آن شركتى نيستى و جز اين نيست كه شركت در چيزى قرار داد شد كه بر سر آن ، جنگ و كارزارى شده بود . پس از براى آنان كه جنگ و كارزار كرده بودند از غنيمتها ، چهار حصّه قرار داده شد و از براى
هامش
( 1 ) . بقره ، 31 .
( 2 ) . انفال ، 41 .