نماييد تا هنگامى كه مرگ بر شما ظاهر شود ) .
و محمد بن على ، جعفر بن محمد را وصىّ خود گردانيد ، و او را امر كرد كه كفن كند او را در بُرد يمانى خودش كه در آن نماز جمعه را به جا مىآورد ، و او را به عمامهاش مُعمّم گرداند ، و قبر او را چهار گوش نمايد ، و آن را مقدار چهار انگشت بر نشاند ، و در نزد دفنش بندها و گرههاى آن را كه در نزد سر و پا مىباشد ، از او بگشايد ( و بعضى گفتهاند كه معنى عبارت آن است كه : آن حضرت را در جامههاى دوخته دفن نكند . و اين ، به گمان حقير ظاهرتر است ؛ زيرا كه اطْمار بر وزن انبار كه در اين عبارت است ، جمع طِمْر به كسر طا و سكون ميم است ، و آن به معنى جامهء كهنه است و به معنى بند و گره در كتب لغت به نظر نرسيده ) . بعد از آن ، حضرت به شهود فرمود كه : برگرديد ، خدا شما را رحمت كند » . حضرت صادق عليه السلام فرمود كه :
« بعد از آن ، كه برگشتند ، من به پدرم عرض كردم كه : اى پدر ، در امثال اين امور ، احتياج نبود كه بر آن شاهد گرفته شود ؟ پدرم فرمود كه : اى فرزند عزيز من ، خوش نداشتم كه تو مغلوب شوى ، و نمىخواستم كه كسى بگويد كه پدر او را وصىّ خود نگردانيده ، و خواستم كه حجّت از براى تو ثابت باشد » ( چه وصيّت ظاهره چنانچه مذكور شد دليل بر امامت است ) .
71 . باب در بيان اشاره و نصّ بر ابوالحسن حضرت امام موسى كاظم عليه السلام
801 / 1 . احمد بن مهران ، از محمد بن على ، از عبداللَّه قلاء ، از فيض بن مختار روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام جعفر صادق عليه السلام عرض كردم كه : مرا دستگيرى كن از آتش دوزخ و بفرما كه كى امام است از براى ما بعد از تو ؟ پس حضرت امام موسى عليه السلام بر آن حضرت داخل شد و آن حضرت در آن روز كودك ، يا پسر امردى « 1 » بود . حضرت فرمود كه : « همين ، صاحب و امام شما است ، پس چنگ در زن به او » .
802 / 2 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم از ابو ايّوب خرّاز ، از ثُبَيت ، از معاذ بن كثير ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : سؤال مىكنم از خدايى - / كه پدرت را به جهت تو اين مرتبه را روزى كرده - / آن كه تو را به جهت فرزندت مثل آن را پيش از مردن روزى كند . حضرت فرمود كه : « خدا اين را به فعل آورده » .
هامش
( 1 ) . بىريش و جوان .