به آنها خبر دادى ، مىدانم كه آن قوم سوار شدهاند از امر تو آنچه را كه بر ايشان حكم شده بود ( و مراد اين است كه ايشان بر چيزى كه حقّ تو است ، مسلّط شدهاند و منصب تو را غصب كردهاند با آنكه رعيّت تو بودند و اطاعت تو بر ايشان لازم بود ) . و نيز مىدانم كه ايشان در دنيا و آخرت خويش ايمن نيستند و اگر طريقهاى ديگر باشد كه به آن مسائل مرا خبر ندهى و ندانى ، مىدانم كه تو و ايشان برابريد . امير المؤمنين عليه السلام به سائل فرمود كه : سؤال كن از هر چه براى تو ظاهر گشته و رأيت به آن تعلّق گرفته است . سائل عرض كرد كه : مرا خبر ده از حال مرد كه چون به خواب رود ، روح او در كجا مىرود و از حال مرد كه چگونه مىشود كه به خاطرش مىآيد و فراموش مىكند و از حال مرد كه چگونه فرزندش به عموها و خالوهاى خود شباهت به هم مىرساند ؟ پس امير المؤمنين عليه السلام به جانب امام حسن عليه السلام التفات فرمود و فرمود كه : يا ابا محمد او را جواب بگو » . حضرت فرمود كه : « امام حسن عليه السلام او را جواب داد ، پس آن مرد سائل گفت : شهادت مىدهم كه خدايى نيست ، مگر خدا و هميشه به وحدانيّت او شهادت دادهام و هرگز به او شرك نياوردهام و شهادت مىدهم كه محمد صلى الله عليه و آله رسول خداست و هميشه به آن شهادت دادهام و شهادت مىدهم كه تويى وصىّ رسول خدا صلى الله عليه و آله و برپا ايستادهاى به حجّت او ، و به سوى امير المؤمنين اشاره كرد و هميشه به آن شهادت دادهام و شهادت مىدهم كه تويى وصىّ امير المؤمنين و ايستادهاى به حجت او و به سوى امام حسن عليه السلام اشاره كرد و شهادت مىدهم ، كه حسين بن على وصىّ برادر خويش است و ايستاده است به حجّت او بعد از او و شهادت مىدهم بر على بن الحسين كه بر پا است به امر حسين بعد از آن حضرت ، و شهادت مىدهم بر محمد بن على كه بر پا است به امر على بن الحسين ، و شهادت مىدهم بر جعفر بن محمد كه بر پا است به امر محمد بن على ، و شهادت مىدهم بر موسى كه بر پا است به امر جعفر بن محمد ، و شهادت مىدهم بر على بن موسى كه بر پا است به امر موسى بن جعفر ، و شهادت مىدهم بر محمد بن على كه بر پا است به امر على بن موسى ، و شهادت مىدهم بر على بن محمد كه برپا است به امر محمد بن على ، و شهادت مىدهم بر حسن بن على كه برپا است به امر على بن محمد ، و شهادت مىدهم بر مردى از فرزندان حسن كه به كُنيت ياد نشود و نام برده نشود تا امرش ظاهر و هويدا گردد ، پس زمين را از عدل و داد پر كند ؛ چنانچه پر شده باشد از جور و بيداد . و سلام خدا يا سلام من ، يا همهء سلامها و رحمت خدا و بركتهاى او بر تو باد يا امير المؤمنين . بعد از آن برخاست و رفت .
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 791
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٩١