خدا را حمد نكردى ؟ » و نيز مىگويد كه : بعد از آن ، بر امام محمد تقى عليه السلام داخل شدم و امر فرمود كه مرا چيزى دادند ، گفتم : الحمد للَّه . حضرت به من فرمود كه : « ادب ياد گرفتى » .
1317 / 9 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از احمد بن محمد بن عبداللَّه ، از محمد بن سِنان روايت كرده است كه گفت : بر امام على نقى عليه السلام داخل شدم ، پس فرمود كه :
« اى محمد ، آيا مصيبتى به آل فرج رسيد ؟ » عرض كردم كه : عُمر مُرد . فرمود كه : « الحمد للَّه » ، تا آن كه بيست و چهار مرتبه شمردم كه اين را فرمود .
من عرض كردم كه : اى آقاى من ، اگر مىدانستم كه اين خبر تو را شاد مىگرداند ، هر آينه به خدمت تو مىآمدم با پاى برهنه و همه جا مىدويدم . فرمود كه : « اى محمد ، آيا نمىدانى كه عُمر خدا او را لعنت كند ، به پدرم محمد بن على عليه السلام چه گفت ؟ » محمد مىگويد كه : عرض كردم : نه ، حضرت فرمود كه : « با پدرم در باب چيزى گفت كه تو را چنان گمان مىكنم كه مست باشى . پدرم گفت : بار خدايا اگر مىدانى كه من شام كردهام و از براى رضاى تو روزهدار بودهام ، او را مزهء تاراج رفتن مال و خوارى اسيرى بچشان . پس به خدا سوگند كه روزى چند نرفت كه مال او و آنچه داشت ، به تاراج رفت . بعد از آن او را به اسيرى گرفتند و او همين است كه مرده . خدا او را رحمت نكند و خداى عزّوجلّ پدرم را بر او يارى كرد و غالب گردانيد و خدا هميشه دوستان خويش را بر دشمنانش يارى مىدهد » .
1318 / 10 . احمد بن ادريس ، از محمد بن حَسّان ، از ابوهاشم جعفرى روايت كرده است كه گفت : با امام محمد تقى عليه السلام نماز كردم در مسجد مسيّب ، و با ما نماز كرد در سمت قبله ، در موضع هموارى . و جعفرى ذكر كرد كه اين درخت سدرى كه در مسجد است ، خشك بود و يك برگ بر آن نبود . پس حضرت آبى طلبيد و وضو ساخت در زير آن درخت سدر ، و آن سدر زنده شد و برگ بيرون آورد و در همان سال بار برداشت .
1319 / 11 . چند نفر از اصحاب ما روايت كردهاند ، از احمد بن محمد ، از حجّال و عمرو بن عثمان ، از مردى از مردم مدينه ، از مُطَرِّفى كه گفت : ابوالحسن حضرت امام رضا عليه السلام از دنيا درگذشت و مرا بر آن حضرت چهار هزار درم بود ( كه اين مبلغ از آن حضرت طلبكار بودم ) با خود گفتم كه : مال من رفت و عائد من نخواهد شد .
پس امام محمد تقى عليه السلام به سوى من فرستاد كه : « چون فردا شود به نزد من بيا ، و بايد كه ترازو و سنگها با تو باشد » . بعد از آن بر حضرت امام محمد تقى عليه السلام داخل شدم ، به من
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 701
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٧٠١