وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً »
« 1 » » ( و آنچه در اين آيه واقع شده ، از لفظ حسنا قرائت ابن كثير و نافع و ابو عمر و ابن عامر است و امّا عاصم و حمزه و كسائى احسانا خواندهاند ) ، يعنى : « و وصيّت كرديم آدمى را به پدر و مادرش خوبى يا نيكى كردن . برداشت او را مادرش از روى كراهت ، و زاييد او را از روى كراهت ، و مدّت حمل او و زمان شير باز گرفتنش سى ماه است » .
1263 / 4 . محمد بن يحيى ، از على بن اسماعيل ، از محمد بن عمرو زيّات ، از مردى از اصحاب ما ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « جبرئيل عليه السلام بر محمد صلى الله عليه و آله فرود آمد و به آن حضرت عرض كرد كه : يا محمد ، خدا تو را بشارت مىدهد به فرزندى كه متولّد مىشود از حضرت فاطمه كه امّت تو بعد از تو ، او را بكشند . فرمود كه : اى جبرئيل ، و سلام بر پروردگار من ، مرا حاجتى نيست در فرزندى كه متولّد شود از فاطمه ، كه امّت من بعد از من او را بكشند . پس جبرئيل عليه السلام به آسمان بالا رفت ، بعد از آن فرود آمد و مثل آنچه به آن حضرت عرض كرده بود ، عرض نمود .
پيغمبر به جبرئيل فرمود كه : اى جبرئيل ، و سلام بر پروردگار من ، مرا حاجتى نيست در فرزندى كه متولّد شود از فاطمه ، كه امّت من بعد از من او را بكشند . پس جبرئيل عليه السلام به سوى آسمان بالا رفت ، بعد از آن فرود آمد و عرض كرد كه : يا محمد ، پروردگارت تو را سلام مىرساند و تو را بشارت مىدهد به اينكه امامت و ولايت و وصايت را در فرزندان او قرار خواهد داد .
پيغمبر فرمود كه : من راضى شدم . بعد از آن ، حضرت به نزد فاطمه فرستاد و به او پيغام داد كه خدا مرا بشارت مىدهد به فرزندى كه از براى تو متولّد شود كه امّت من بعد از من او را بكشند .
حضرت فاطمه به نزد پيغمبر فرستاد كه : مرا حاجتى نيست در مولودى كه امّت تو بعد از تو او را بكشند . پس به نزد فاطمه فرستاد كه : خدا امامت و ولايت و وصايت در فرزندان او قرار داده است . حضرت فاطمه به نزد پيغمبر فرستاد كه : من راضى شدم . بعد از آن ، به آن حضرت حامله شد از روى كراهت ، و او را زاييد از روى كراهت ، و مدّت حمل آن حضرت و زمان شير باز گرفتنش سى ماه بود .
« حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ
هامش
( 1 ) . احقاف ، 15 .