تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
اختيار كند آن خانه‌اى را كه تو اكنون در آن مانده‌اى . اين درد دل و اندوه كه در دل من است ، درد و اندوهى است كه دلم را مجروح كرده ، و خونابه‌اى از آن روان ساخته ، و اين غمى كه من دارم ، غمى است كه مرا از جا به در آورده . چه زود جدايى افتاد در ميان ما ، و به سوى خدا شكايت مىكنم ، و دخترت به زودى تو را خبر خواهد داد به يارى كردن امّت تو يكديگر را بر ستم كردن در حقّ او و رعايت نكردن حرمت او . پس او را احوال بپرس و درست پاپى شو و از او در خواه كه حال خود را به تو خبر دهد ؛ كه بسيار غم‌ها كه موجب تشنگى و حرارت است ، در سينه‌اش جولان مىزد ( و بر روى يكديگر مىنشست ) كه راهى به سوى پراكنده كردن آنها نيافت ( و نتوانست كه آنها را بروز دهد ) و به زودى همه را خواهد گفت . و خدا حكم مىفرمايد و او بهترين حكم‌كنندگان است . سلام مىكنم بر تو يا رسول اللَّه ، مانند سلام وداع كننده‌اى كه به خشم نيامده باشد ، و دلتنگى و اندوه به هم نرسانيده باشد ( كه از روى دشمنى مفارقت كند و مواصلت را نخواهد ) . پس اگر بر گردم و از نزد قبر تو بروم از ملال گرفتن نيست ، و اگر بمانم و نزد قبر تو باشم از بدگمانى نيست ، به آنچه خدا صبر كنندگان را وعده فرموده . و مىدانم كه به سبب صبرى كه در مفارقت تو و قبر تو مىكنم ، مأجور و مثاب خواهم بود . آه ، آه ، و صبر كردن مبارك‌تر و نيكوتر است ، و اگر غالب شدن آنها كه بر ما مستولى شدند نمىبود ، هر آينه ماندن و درنگ در نزد قبر تو را بر خود لازم مىگردانيدم ( كه بر آن ثابت مىبودم ) و هر آينه گريه و فرياد و فغان مىكردم ، مانند گريه و فرياد كردن زن فرزند مرده بر اين مصيبت عظمى كه در برابر چشم خدا ( يعنى : در حضور آن جناب ) دختر تو پنهان دفن شود ، و حقّش از روى قهر غصب شود ، و از ميراثش ممنوع گردد ( كه به او ندهند ) ؛ با آن كه از زمان دولت وصال تو مدّتى نگذشته و ياد تو و نامت كهنه نشده . و به سوى خداست شكايت من يا رسول اللَّه و در باب مفارقت تو تسلّى نيكو است . خدا بر تو صلوات فرستد و بر او باد سلام و خشنودى خدا » . 1247 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از احمد بن محمد بن ابىنصر ، از عبدالرحمان بن سالم ، از مفضّل ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : كى حضرت فاطمه عليها السلام را غسل داد ؟ فرمود كه : « آن‌كه او را غسل داد ، امير المؤمنين عليه السلام بود » . پس گويا كه من اين را از قول آن حضرت بزرگ شمردم