تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 571

مساهمون:

ص٥٧١
و رستگارى يافتى به عطاى آن ، و سابقه‌هاى آن را ضبط كردى و فضايل آن را با خود بردى ، حجّت تيز تو به كندى مبدّل نشد ، و دل تو مايل به سوى باطل نگرديد ، و بينايى تو ضعف به هم نرسانيد ، و بىدلى در نفس تو راه نيافت و بر رو نيفتادى ، و مانند كوه بودى كه بادهاى تند آن را به جنبش در نتواند آورد . و بودى چنانچه پيغمبر صلى الله عليه و آله در حقّ تو فرمود . كه مردم در صحبت تو و آنچه از دست تو مىآيد ايمن بودند ، و بودى چنانچه فرمود . كه ضعيف بودى در بدن خود و قوى در امر خدا ، و متواضع در نفس خويش و صاحب عظمت در نزد خدا ، و بزرگ در زمين و صاحب جلالت در نزد مؤمنين . كسى را در تو راه عيبى نبود ، و گوينده را در تو طعنى نه ، و كسى را در تو اميدوارى نبود ، و كسى را نزد تو ميل و جانب‌دارى نه . ضعيف و ذليل در نزد تو قوى و عزيز بود ، تا آن‌كه حقّ او را از برايش مىگرفتى و قوىّ عزيز در نزد تو ضعيف و ذليل بود ، تا آن‌كه حقّ را از او مىگرفتى . و در اين باب خويش و بيگانه در نزد تو برابر بودند ، شغل تو حقّ و راستى و مدارايى بود و گفتار تو لازم و استوار . و كار تو بردبارى و هوشيارى و ديد تو دانش و عزيمت . در آنچه كردى و به يارى تو راه راست ظاهر شد و مردم در آن سلوك نمودند و كار دشوار آسان گرديد و به واسطهء تو آتش‌هاى فتنه فرو نشانيده شد و به همّت تو دين اسلام راست ايستاد و اسلام و مؤمنان به سبب تو قوى شدند . و هر كسى را كه در هر خوبى پيشى گرفتى ، پيشى گرفتنى دور و در رنج انداختى آنان را كه بعد از تواند ، رنجى سخت پس تو از آن بزرگ‌ترى كه گريهء تو را تدارك تواند نمود . و بزرگ شد مصيبت تو در آسمان و مصيبت تو مردم را در هم شكست و
إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ
. راضى شديم از خدا و پسنديديم قضاى او را و تسليم كرديم از براى خدا امر او را . پس به خدا سوگند كه هرگز مصيبتى مانند مصيبت تو به مسلمانان نخواهد رسيد . بودى از براى مؤمنان پناه و حصار و سر كوه استوار و بر كافران درشتى و خشم . پس خدا تو را به پيغمبر خود ملحق گرداند و ما را از مزد مصيبت تو محروم نسازد ، و بعد از تو ما را گمراه نگرداند . و آن قوم همه خاموش بودند تا آن‌كه سخنش تمام شد و خود گريست و اصحاب رسول خدا صلى الله عليه و آله گريستند . پس او را طلب كردند و نيافتند . 1237 / 5 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از صفوان جمّال كه گفت : من و عامر و عبداللَّه بن جُذاعهء ازدى در خدمت امام جعفر صادق عليه السلام