دامن ابوطالب است .
و در روايت ابن فضّال ، اين زيادتى نيز هست كه : « و فاطمه دختر اسد » ( يعنى : مادر امير المؤمنين عليه السلام ) .
1213 / 22 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از ابن ابى عمير ، از جميل بن درّاج ، از زرارة بن اعين ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « عبدالمطّلب ، محشور مىشود تنها در روز قيامت ، در حالى كه نشانه و علامت پيغمبران و هيبت و مهابت پادشاهان در او ظاهر و هويدا است » .
1214 / 23 . على بن ابراهيم ، از پدرش ، از عبداللَّه بن عبدالرّحمان اصّم ، از هيثم بن واقد ، از مُقَرّن ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « به درستى كه عبدالمطّلب ، اوّل كسى بود كه به بدا قائل و معتقد شد ، و در روز قيامت مبعوث مىشود يك گروه ( يعنى : جامع كمالات و فضايلى چند كه يافت نشود مگر در اشخاص بسيار كه هر خصلت نيكى كه در گروهى باشد به طريق تفرّق و انتشار در او جمع باشد . آنچه خوبان همه دارند تو تنها دارى ) .
و بر اوست زيبايى و زينت پادشاهان و نشانهء پيغمبران » .
1215 / 24 . بعضى از اصحاب ما روايت كرده است ، از ابن جمهور ، از پدرش ، از ابن محبوب ، از ابن رئاب ، از عبدالرّحمان بن حجّاج ؛
و از محمد بن سنان ، از مفضّل بن عمر هر دو از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود :
« عبدالمطّلب در روز قيامت برانگيخته مىشود يك گروه ، كه بر اوست زينت پادشاهان و علامت پيغمبران » ( و اين مرتبه و جاه به جهت آن است كه او ، اوّل كسى است كه به بدا قائل شد ) .
و فرمود كه : « عبدالمطّلب رسول خدا را با ساربانان خويش فرستاده بود در طلب و جمعآورى شتران خويش كه پراكنده شده بودند و در صحرا گريخته بودند ، پس آنها را جمعآورى فرمود و به اين سبب طول كشيد ، و وقت آمدنش در نزد عبدالمطّلب گذشت .
عبدالمطّلب آمد و حلقهء درِ خانهء كعبه را گرفت و شروع كرد كه مىگفت : اى پروردگار من ، آيا آل و خاصّهء خود را هلاك مىگردانى ؟ اگر چنين كنى امرى از براى تو ظاهر شده و در رأيت بدا به هم رسيده . پس رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد و شتران را آورد و عبدالمطّلب در هر كوچه و در هر محلّه ، يا در هر راه و درّهاى كسى را در جستجوى آن حضرت فرستاده بود ، و شروع كرد به
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 543
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٥٤٣