امام ، چون نگاه به مردى كند ، او را شناسد ، و رنگ او ( يعنى : صفاتى كه در اوست ) همه را بداند و اگر سخن او را از پشت ديوارى بشنود ، او را بشناسد و حقيقت او را بداند كه چيست ( يعنى :
بداند كه مؤمن است ، يا منافق ) .
به درستى كه خدا مىفرمايد :
« وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ »
« 1 » ، يعنى : « و از نشانههاى خدا و قدرت او آفريدن آسمانها و زمين و مختلف بودن زبانها و لغات شما ( به عربى و فارسى و تركى و هندى و مانند اينها ) ، مختلف بودن رنگهاى شما است ( به سرخى و سفيدى و زردى و سياهى و امثال اينها ) به درستى كه در اينكه مذكور شد ، هر آينه نشانهها است از براى عالميان » ( و آنكه به كسر لام عالِمين خوانده ، بنا بر قرائت او ، معنى اين مىشود كه : نشانهها است از براى اهل علم كه در آن نظر مىكنند و به غور و كنه حقيقت آن مىرسند . و استشهاد به اين آيه ، بنابر قرائت اخير است ؛ زيرا كه آن حضرت بعد از ذكر آيه ، فرموده كه ) و ايشان علمايند ؛ يعنى : ائمّه عليه السلام - . پس ، امام چيزى را نمىشنود از هر امرى كه باشد ( يا از فرمايندهاى كه به آن سخن گويد ) ، مگر اينكه او را بشناسد كه نجات مىيابد ، يا هلاك مىشود . پس براى همين ايشان را جواب مىدهد به چيزى كه ايشان را جواب مىدهد » .
هامش
( 1 ) . روم ، 22 .