تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 47

مساهمون:

ص٤٧
حضرت داخل گرديد و سر خويش را در زير لحاف آن حضرت داخل كرد ( يا آن حضرت سر على عليه السلام را در زير آن در آورد ) . بعد از آن فرمود : يا على ، چون من بميرم ، مرا غسل ده و كفن كن ، بعد از آن ، مرا بنشان و از من سؤال كن و آنچه مىگويم ، بنويس » . 774 / 9 . على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از محمد بن وليد - كه شباب صيرفى است - ، از يونس بن رباط روايت كرده است كه گفت : من و كامل تمّار بر امام جعفر صادق عليه السلام داخل شديم ، كامل به خدمت آن حضرت عرض كرد كه : فداى تو گردم ، حديثى را فلان كس روايت كرد . فرمود كه : « آن حديث را ذكر كن » . عرض كرد كه : مرا حديث كرد كه : پيغمبر صلى الله عليه و آله ، على عليه السلام را حديث فرمود به هزار باب ، در روزى كه وفات نمود ، كه هر بابى از آن ، هزار باب را مىگشايد ، پس اين هزار هزار باب مىشود . حضرت فرمود كه : « چنين بود » . كامل مىگويد كه : عرض كردم كه : فداى تو گردم ، اين هزار هزار باب از براى شيعيان و مواليان شما ظاهر شد ؟ فرمود كه : « اى كامل ، يك باب يا دو باب ظاهر شد » . عرض كردم كه : فداى تو گردم ، پس از فضل شما از هزار هزار باب روايت نمىشود ، مگر يك باب يا دو باب ؟ حضرت فرمود : « و نشايد از شما آن‌كه روايت كند از فضل ما آنچه را كه هست ، و از فضل ما روايت نمىكنيد مگر الِفى را كه عطف نداشته باشد » ( و الف بىعطف ، چنانچه بعضى گفته‌اند ، احتراز است از همزه ، و كنايه است از وحدت و تنهايى ، يا اشاره است به الف منقوشه كه پيش از آن صفرى نباشد ، يا پيش و بعد آن حرفى ديگر نباشد . و بعضى گفته‌اند كه : مراد از آن ، يك باب ناتمام است ؛ زيرا كه الف ، بنابر رسم الخطّ كوفى صورت آن همچنين است . و بىعطفى آن ، كه عبارت است از نداشتن ميلى كه در طرف آن است ، كنايه است از ناتمامى آن . و دو باب سابق را كه دلالت بر ظهور باب تمام و باب ناتمام دارد ، بر ابواب فروع حمل نموده و اين باب ناتمام را كه از آن به الف بىعطف ، تعبير شده ، بر بابى از ابواب اصول . و بعضى احتمال داده‌اند كه الف به كسر لام ، نباشد ، بلكه به سكون لام باشد ، كه به معنى هزار است ، و مراد از آن ، يك باب باشد از هزار باب ، و تعبير از آن يك باب به هزار ، براى آن است كه هر بابى از آن ، منحلّ به هزار باب مىشود با اظهار كثرت . و مراد از غير معطوفه ، آن است كه معطوف با آن نباشد و آن معطوف قول سائل است كه گفت : يا دو باب . و معنى اين مىشود كه : يك باب ، نه دو باب . و اين معنى ، بسيار بعيد است ، بلكه به حسب عربيّت درست نيست ؛ زيرا كه الْفْ به معنى هزار مذكر است ، و غير معطوفه مؤنث ، و مؤنث ، صفت مذكّر
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 47 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى