تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
بعد از آن فرمود كه : دوست مرا براى من بخوانيد . پس به سوى على عليه السلام فرستادند ، چون حاضر شد و رسول خدا به سوى او نظر كرد ، سر خود را فرود آورد و با آن حضرت حديث مىكرد . چون على عليه السلام بيرون آمد ، ابوبكر و عمر او را ملاقات كردند ، و به آن حضرت عرض كردند كه : دوست تو ، تو را چه خبر داد ؟ فرمود كه : هزار باب مرا خبر داد كه هر بابى ، هزار باب را مىگشايد » . 770 / 5 . احمد بن ادريس ، از محمد بن عبدالجبّار ، از محمد بن اسماعيل ، از منصور بن يونس ، از ابوبكر حضرمى ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه فرمود : « رسول خدا صلى الله عليه و آله هزار حرف را به على عليه السلام تعليم داد كه هر حرفى ، هزار حرف را مىگشايد » . 771 / 6 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از على بن حكم ، از على بن ابى حمزه ، از ابوبصير ، از امام جعفر صادق عليه السلام كه فرمود كه : « در سر قبضهء شمشير رسول خدا صلى الله عليه و آله نامهء كوچكى بود » . به خدمت حضرت عليه السلام عرض كردم كه : چه چيز در آن نامه بود ؟ فرمود كه : « همان حرف‌هايى كه هر حرفى از آن ، هزار حرف را مىگشايد » . ابوبصير مىگويد كه : حضرت صادق عليه السلام فرمود كه : « از آن حرف‌ها تا اين ساعت دو حرف بيرون نيامده است » . 772 / 7 . چند نفر از اصحاب ما روايت كرده‌اند ، از احمد بن محمد ، از ابن ابى نصر ، از فُضيل بن سُكَّره كه گفت : به خدمت حضرت صادق عليه السلام عرض كردم كه : فداى تو گردم ، آيا از براى آبى كه مرده را به آن غسل مىدهند ، قدر معينى هست ؟ حضرت فرمود كه : « رسول خدا صلى الله عليه و آله به على عليه السلام فرمود : چون من بميرم ، شش مشك از آب چاه غَرس بكش . « 1 » حضرت فرمود : پس مرا غسل ده و كفن و حنوط كن و چون از غسل و كفن من فارغ شدى ، جوامع كفن مرا ( كه گريبان آن است ) بگير و مرا بنشان ، پس سؤال كن مرا از هر چه خواهى ، پس به خدا سوگند كه مرا از چيزى سؤال نمىكنى ، مگر آن‌كه تو را در آن جواب مىگويم » . 773 / 8 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از قاسم بن محمد ، از على بن ابى حمزه ، از ابن ابى سعيد ، از ابان بن تغلب ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه آن حضرت فرمود كه : « چون هنگام وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد ، على عليه السلام ، بر آن
هامش
( 1 ) . و غَرس ، به فتح غين نقطه‌دار و سكون را بىنقطه و سين سعفص ، چاهى است در مدينه نزديك مسجد قبا . ( مترجم )
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 45 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى