گفتيم به فرشتگان كه سجده كنيد براى آدم ، پس سجده كردند مگر شيطان كه سرباز زد » . بعد از آن به سوى آن حضرت وحى فرمود كه : يا محمد ، من امر كردم و اطاعت نشدم ، پس تو جزع مكن ، چون امر كنى و اطاعت نشوى در باب وصىّ خود » .
1161 / 74 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از حسين بن نُعيم صحّاف روايت كرده است كه گفت : سؤال كردم از امام جعفر صادق عليه السلام از قول خدا :
« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ »
« 1 » ، فرمود كه : « خداى عزّوجلّ ايمان ايشان را به موالات و دوستى كردن با ما ، و كفر ايشان را ، به آن ، شناخت ، در روزى كه بر ايشان عهد و پيمان گرفت و ايشان چون مورچگان ريزه ( يا ذرّات هوا ) بودند در صلب آدم عليه السلام » ( و همين حديث در اول باب گذشت ، و ليكن آنچه در اينجاست ، أصحّ و أحسن است به واسطهء دو تقديم و تأخير : يكى در آيه و يكى در آخر حديث ) .
و حسين راوى مىگويد : و نيز از آن حضرت سؤال كردم از قول خدا :
« وَ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّيْتُمْ فَإِنَّما عَلى رَسُولِنَا الْبَلاغُ الْمُبِينُ »
« 2 » . ( و در صدر آيه واو نيز مذكور است ، و ترجمهء آن اين است كه : « و فرمانبردارى كنيد خدا را و فرمان بريد رسول را ( كه محمد است ) ، پس اگر روى بگردانيد از اطاعت رسول ، پس جز اين نيست كه بر فرستادهء ما رسانيدنى است هويدا و آشكارا » . و حضرت فرمود : « به خدا سوگند ، كه هلاك نشد هر كه پيش از شما بوده و هلاك نمىشود هر كه هلاك مىشود ، تا قائم ما عليه السلام قيام كند ، مگر در باب ترك ولايت ما ، و به سبب آن و انكار حق . و رسول خدا صلى الله عليه و آله از دنيا بيرون نرفت ، تا آنكه حق ما را بر گردنهاى اين امّت گذاشت و لازم ساخت .
« وَ اللَّهُ يَهْدِي مَنْ يَشاءُ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ »
« 3 » » ، يعنى : « و خدا راه مىنمايد هركه را خواهد به سوى راه راست » .
1162 / 75 . محمد بن حسن و على بن محمد ، از سهل بن زياد ، از موسى بن قاسم بَجَلى ، از على بن جعفر ، از برادرش امام موسى كاظم عليه السلام روايت كردهاند در قول خداى تعالى :
« وَ بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ وَ قَصْرٍ مَشِيدٍ »
« 4 » ، كه فرمود : «
بِئْرٍ مُعَطَّلَةٍ
، امام خاموش و ساكت است ، و
قَصْرٍ مَشِيدٍ
، امام سخنگو » . و ترجمهء آيه اين است كه : « و بسا از چاه معمور پر آب كه باز گذاشته ، و دست از آن باز داشته شده ( كه كسى از آن آب نمىكشد ) و بسا كوشك بلند افراشته » ( يا گچكارى كرده
هامش
( 1 ) . تغابن ، 2 .
( 2 ) . تغابن ، 12 .
( 3 ) . بقره ، 213 .
( 4 ) . حج ، 45 .