تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 329

مساهمون:

ص٣٢٩
آمد و به آن حضرت عرض كرد كه : حميده مىگويد كه : در خود حال غير متعارفى را مشاهده مىكنم ( كه هرگز چنين حالى را در خود مشاهده نكرده‌ام ؛ نه در وقت زاييدن و نه در وقت ديگر ) و مىيابم آنچه را كه پيش از اين مىيافتم چون هنگام زاييدنم مىرسيد . ( حاصل آن‌كه آثار وضع حمل در خود مىبينم ) و تو مرا امر فرموده‌اى كه من تو را در باب اين پسرت ، پيشى نگيرم ( و در امر او دخل و تصرّفى نكنم ) . پس امام جعفر صادق عليه السلام برخاست و با فرستادهء حميده تشريف برد ، و چون برگشت ، اصحاب به آن حضرت عرض كردند كه : خدا تو را شاد گرداند و ما را فداى تو گرداند ، از امر حميده چه كردى و چه اتفاق افتاد ؟ فرمود كه : « خدا او را به سلامت داشت و مرا پسرى بخشيد ، و آن پسر بهترين كسانى است كه خدا ايشان را آفريده در ميان خلائق . و حميده مرا خبر داد در باب آن پسر به امرى كه گمان داشت كه من آن را نمىدانم ، و حال آن‌كه من به آن امر از حميده داناتر بودم » . عرض كردم كه : فداى تو گردم ، آن امرى كه حميده تو را در باب پسرت به آن خبر داد ، چه بود ؟ فرمود كه : « مذكور ساخت كه آن فرزند ، در هنگامى كه متولّد شد ، فرود آمد و دست خويش را بر زمين گذاشت و سرش را به جانب آسمان بلند كرد . پس ، من حميده را خبر دادم كه اين نشانه ، نشانهء رسول خداست صلى الله عليه و آله در وقت تولد ، و نشانهء آن‌كه وصى باشد بعد از او » . عرض كردم كه : فداى تو گردم اين نشانهء رسول خدا صلى الله عليه و آله و نشانهء وصىّ بعد از او چيست ؟ و اشاره به چه امر است ؟ فرمود كه : « چون شبى شد كه نطفهء جدّم امام زين العابدين عليه السلام در آن بسته شد ، فرشته به نزد جدّ پدرم حضرت باقر ( يعنى : حضرت امام حسين عليه السلام ) آمد و جامى را آورده كه يك خوراك آبى در آن بود ، از هر آب صافىتر و رقيق‌تر و از مسكه نرم‌تر و از عسل شيرين‌تر و از برف سردتر و از شير سفيدتر ، پس آن آب را به جدّ پدرم ، حضرت امام حسين عليه السلام ، نوشانيد و او را امر كرد كه مجامعت كند . پس مجامعت نمود و نطفهء جدم ( على بن الحسين عليه السلام ) منعقد شد . و چون شبى آمد كه نطفهء پدرم در آن منعقد گرديد ، فرشته به نزد جدّم ( على بن الحسين ) آمد و به او نوشانيد ، چنانچه به جدّ و پدرم نوشانيده بود ، و او را امر كرد به مثل آنچه جدّ پدرم رابه آن امر كرده بود . پس برخاست و مجامعت نمود و نطفهء پدرم منعقد شد . و چون شبى بود كه نطفهء من در آن بسته شد ، فرشته به نزد پدرم آمد و او را نوشانيد
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 329 | الشيخ الكليني / محمد مرادى / اردكانى