945 / 5 . حسين بن محمد ، از معلّى بن محمد ، از حسن بن على خزّاز ، از عبدالكريم بن عَمرو خَثعمى ، از فُضيل بن يسار ، از امام محمد باقر عليه السلام روايت كرده است كه گفت : به آن حضرت عرض كردم كه : آيا اين امر را وقت معينى هست ؟ سه مرتبه فرمود كه : « وقتگويان ، دروغ گفتند . به درستى كه موسى بن عمران عليه السلام چون بيرون رفت كه بر پروردگار خويش وارد شود ، بنىاسرائيل را سى روز وعده داد و چون خدا او را بر سى روز ، ده روز زياد كرد ، قومش گفتند كه : موسى با ما خُلف وعده نمود . پس ، كردند آنچه كردند . و چون ما شما را حديثى بگوييم و آن امر بر طريقهاى كه شما را حديث كردهايم واقع شود ، بگوييد كه خدا راست فرمود ، و چون شما را خبرى دهيم ، و بر خلاف آنچه شما را به آن حديث نمودهايم واقع شود ، بگوييد كه خدا راست فرمود تا دو مرتبه شما را مزد دهد » .
946 / 6 . محمد بن يحيى و احمد بن ادريس ، از محمد بن احمد ، از سيّارى ، از حسن بن على بن يقطين ، از برادرش حسين ، از پدرش على بن يقطين روايت كرده است كه گفت : امام موسى كاظم عليه السلام به من فرمود كه : « مدت دويست سال ، شيعيان ما به آرزوها پرورش مىيابند » .
راوى مىگويد كه : يقطين به پسر خود على بن يقطين گفت كه : چيست حال ما كه گفته شد براى ما ، و تحقق به هم رسانيد ، و براى شما گفته شد و تحقق نيافت ( حاصل مراد ، آنكه يقطين كه از پيروان بنىعباس بود ، به پسرش على كه از خواصّ اصحاب حضرت امام موسى كاظم عليه السلام بود ، بحث كرد كه چرا آنچه در باب دولت ما مذكور شد ، به ظهور پيوست و بدا در آن اتفاق نيفتاد ، و آنچه در باب دولت شما مذكور شد ، به ظهور نپيوست و در آن بدا اتفاق افتاد ؟ ) .
راوى مىگويد كه : على به پدر خويش گفت : به درستى كه آنچه براى ما و شما گفته شد ، از يك جا بيرون آمد ؛ غير از آنكه امر شما هنگامش رسيده بود . پس خالص آن به شما عطا شد ؛ چنانچه براى شما گفته شده بود . و هنگام امر ما نرسيده بود ، پس ما را به آرزوها مشغول ساختند . و اگر به ما مىگفتند كه اين امر نمىباشد تا دويست سال يا سيصد سال ، دلها قساوت به هم مىرسانيد ، و هر آينه همه يا بيشتر مردمان از دين اسلام بر مىگشتند ، و ليكن گفتند كه :
اين امر چه سريع و چه نزديك است ، به جهت جمع شدن دلهاى مردم و نزديك ساختن فَرج و رفتن غم و اندوه .
947 / 7 . حسين بن محمد ، از جعفر بن محمد ، از قاسم بن اسماعيل انبارى ، از حسن بن على ، از ابراهيم بن مِهزم ، از پدرش ، از امام جعفر صادق عليه السلام روايت كرده است كه گفت : در
تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 277
مساهمون: الشيخ الكليني
ص٢٧٧