مِهْجع بن صلت بن عُقبة بن سِمعان بن غانم بن امّ غانم است . و امّ غانم ، همان زن اعرابيهء يمنيه است كه صاحب سنگريزه بود كه امير المؤمنين عليه السلام و فرزندزادههاى آن حضرت ، در آن مهر زدند ، تا زمان امام رضا عليه السلام ( و بعضى گفتهاند كه احتمال بعيدى دارد كه مراد ، تا زمان امام على نقى عليه السلام باشد ) .
926 / 5 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از ابن محبوب ، از على بن رئاب ، از ابو عُبيده و زراره هر دو ، روايت كرده است از امام محمد باقر عليه السلام كه فرمود : « چون امام حسين عليه السلام شهيد شد ، محمد بن حنفيه به نزد على بن الحسين عليهما السلام فرستاد و چون آن حضرت تشريف آورد ، محمد با او خلوت كرد ، و به آن حضرت عرض كرد كه : اى پسر برادر من ، تو مىدانى ( يا من مىدانم ) ، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله ، وصيت و امامت را بعد از خود ، به امير المؤمنين عليه السلام تسليم فرمود . بعد از آن ، به امام حسن ، پس به امام حسين عليهما السلام تسليم شد ، و پدر تو - / كه خدا از او راضى باشد ، و بر روح او صلوات فرستد - / شهيد شد و وصيت نكرد ، و تو مىدانى كه من ، عموى توام و اصل من ، با اصل پدر تو يكى است ؛ چنانچه دو درخت خرما از يك ريشه بر آيند ، و من به سبب آنكه از على عليه السلام بلاواسطه متولد شدهام ، با سنى كه دارم و پيش از تو بودهام ، به امامت از تو سزاوارترم ، با وجود آنكه تو تازه سن و جوانى . پس در باب وصيت و امامت ، با من منازعه و گفتوگو مكن .
حضرت على بن الحسين عليهما السلام فرمود كه : اى عمو ، از خدا بترس و ادعا مكن آنچه را كه براى تو درست نيست . « به درستى كه من ، تو را پند مىدهم تا آنكه از جملهء جاهلان نباشى » . « 1 » اى عمو ، به درستى كه پدرم - صلوات اللَّه عليه - مرا وصىّ گردانيد ، پيش از آنكه به جانب كربلا توجه فرمايد ، و در اين امر ، با من عهد كرد و وصيت فرمود ، يك ساعت پيش از آنكه شهيد شود . و اينك سلاح رسول خداست صلى الله عليه و آله كه در نزد من است ، پس متعرض اين امر مشو كه من بر تو مىترسم از نقصان عمر و پراكندگى حال .
به درستى كه خداى عزّوجلّ وصيت و امامت را در فرزند امام حسين عليه السلام قرار داده . پس اگر خواهى كه اين را بدانى ، بيا با ما به نزد حجر الاسود تا به سوى آن محاكمه كنيم ، و اين مرافعه را به نزد آن بريم ، و آن را ازين امر سؤال كنيم » .
هامش
( 1 ) . هود ، 46 .