تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 145

مساهمون:

ص١٤٥
مقتضاى زمان ) ، يا فراموش مىگردانيم آن را و از دل‌ها مىبريم ، مىآوريم بهتر از آن آيهء منسوخه در نفع بندگان ، يا مانند آن در منفعت با وجود رعايت مصلحت » . و نوشتم در اين نامه و اشاره نمودم به آنچه در آن ، بيان و قناعت است براى صاحب عقلى كه بيدار و هوشيار باشد و زياده از اين را نخواهد » . 862 / 13 . على بن محمد ، از آن‌كه او را ذكر كرده ، از محمدبن احمد علوى ، از داود بن قاسم روايت كرده است كه گفت : شنيدم از امام على نقى عليه السلام كه مىفرمود : « خَلَف بعد از من ، حسن است . پس چگونه از براى شما خواهد بود علم و معرفت به خَلفى كه بعد از اين خلف است ؟ » . عرض كردم كه : چرا معرفت خلف دويم بر ما مشكل است ، خدا مرا فداى تو گرداند ؟ فرمود كه : « زيرا كه شما شخص و جثّهء او را نمىبينيد ، و شما را حلال نيست كه او را به نامش ياد كنيد » . عرض كردم : پس چگونه او را ياد كنيم ؟ فرمود كه : « بگوييد كه حجّت از آل محمد عليهم السلام » .

76 . باب در بيان اشاره به سوى صاحب خانه كه مراد از آن ، صاحب الزّمان است - صلوات اللَّه عليه -

863 / 1 . على بن محمد ، از محمد بن على بن بلال روايت كرده است كه گفت : نامهء امام حسن عسكرى عليه السلام به سوى من بيرون آمد ، دو سال پيش از وفات آن حضرت ، كه مرا خبر مىداد به خَلف بعد از او . بعد از آن ، نامهء ديگر به سوى من بيرون آمد ، سه روز پيش از وفاتش كه مرا به خلف بعد از خود خبر مىداد . 864 / 2 . محمد بن يحيى ، از احمد بن اسحاق ، از ابوهاشم جعفرى روايت كرده است كه گفت : به خدمت امام حسن عسكرى عليه السلام عرض كردم كه : بزرگوارى تو ، مرا منع مىكند از اين‌كه تو را سؤال كنم . پس مرا رخصت ده تا از تو سؤال كنم . فرمود : « سؤال كن از آنچه اراده دارى » . عرض كردم كه : اى آقاى من ، آيا تو را فرزندى هست ؟ فرمود : « آرى » . عرض كردم كه : اگر حادثه به تو رسد ، در كجا از حال او سؤال كنم ؟ فرمود : « در مدينه » . 865 / 3 . على بن محمد ، از جعفر بن محمد كوفى ، از جعفر بن محمد مكفوف ، از عمرو اهوازى روايت كرده است كه گفت : امام حسن عليه السلام پسر خود را به من نمود و فرمود كه : « اينك صاحب شما است بعد از من » .