تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 143

مساهمون:

ص١٤٣
قصّهء ايشان است ؛ زيرا كه ابو محمد ، حسن بن على به تأخير افتاده ، بعد از ابوجعفر . حضرت امام على نقى عليه السلام روى به من آورد ، پيش از آن‌كه سخن گويم ، و فرمود كه : « آرى اى ابوهاشم ، خدا حكم فرمود ( يا از براى او بدا حاصل شد ) ، در باب ابو محمد ، بعد از ابوجعفر ، آنچه از براى او معروف نبود ( كه مردم آن را نمىشناختند ) ، چنانچه از براى او بدا شد در باب امام موسى بعد از وفات اسماعيل آنچه به سبب آن ، حال او را ظاهر ساخت . و اين امر ، چنان است كه نفس تو با تو حديث مىكرد ؛ و هر چند كه كج‌روان تبه روزگار ناخوش داشته باشد . و ابومحمد ، پسر من خَلَف و جانشين من است بعد از من ، و در نزد اوست علم آنچه مردم به آن احتياج دارند ، و با اوست آلت و اسباب امامت » . 860 / 11 . على بن محمد ، از اسحاق بن محمد ، از محمد بن يحيى بن درياب ، از ابوبكر فَهْفَكى روايت كرده است كه امام على نقى عليه السلام به من نوشت كه : « ابو محمد ، پسر من از همهء آل محمد خيرخواه‌تر است از روى طبيعت ، و استوارترين ايشان است از روى حجّت ، و او بزرگ‌ترين فرزندان من است و اوست كه جانشين من است ، و دست‌هاى امامت ( كه مراد از آن ، آلات و اسباب آن است ) ، و احكام آن به سوى او منتهى مىشود . پس آنچه پيش از اين ، از من سؤال مىكردى ، بعد از اين از او سؤال كن ؛ كه در نزد اوست آنچه به آن محتاج باشى » ( يا مردم به آن احتياج داشته باشند ) . 861 / 12 . على بن محمد ، از اسحاق بن محمد ، از شاهويه بن عبداللَّه جَلّاب روايت كرده است كه گفت : امام على نقى عليه السلام به من نوشت در نامهء كه : « اراده كردى كه سؤال كنى از خَلَف بعد از ابوجعفر ، و براى اين مضطرب شدى ، پس غمناك مباش ؛ زيرا كه خداى عزّوجلّ نام گمراهى را بر گروهى نمىگذارد ، بعد از آن‌كه ايشان را راه راست نموده باشد ، تا روشن سازد از براى ايشان ، آنچه را كه واجب است كه از آن پرهيز كنند ( و آنچه او را خشنود گرداند ، و آنچه او را به خشم آورد ) « 1 » ، و صاحب تو ( يا صاحب شما ) بعد از من ، ابومحمد ، پسر من است . و در نزد اوست آنچه مردم به آن محتاج باشند . و خدا پيش مىاندازد آنچه را كه خواهد ، و به تأخير مىافكند آنچه را كه خواهد .
« ما نَنْسَخْ مِنْ آيَةٍ أَوْ نُنْسِها نَأْتِ بِخَيْرٍ مِنْها أَوْ مِثْلِها »
« 2 » ، يعنى : « آنچه را كه منسوخ و بر طرف مىكنيم از آيه‌اى از آيات خود ( بر وفق مصلحت مردمان و
هامش
( 1 ) . توبه ، 115 . ( 2 ) . بقره ، 106 .