تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأولياء (ترجمه أصول كافى) (فارسى) — صفحة 659

مساهمون:

ص٦٥٩
يَهْدِي إِلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ يُتَّبَعَ أَمَّنْ لا يَهِدِّي إِلَّا أَنْ يُهْدى فَما لَكُمْ كَيْفَ تَحْكُمُونَ »
« 1 » ، يعنى : « آيا پس آن‌كه رهنمايى مىكند به سوى حقّ و راستى ، سزاوارتر است به آن‌كه پيروى شود ، يا آن‌كه راه راست نيابد مگر آن‌كه رهنموده شود ؟ ( كه كسى او را راه راست نمايد ) . پس چيست از براى شما ؟ ( و شما را چه مىشود ؟ ) چگونه حكم و داورى مىكنيد در تسويهء ميان اين دو ؟ » در فرمودهء آن جناب تبارك و تعالى است كه :
« وَ مَنْ يُؤْتَ الْحِكْمَةَ فَقَدْ أُوتِيَ خَيْراً كَثِيراً »
« 2 » . و در قول اوست در شأن طالوت كه :
« إِنَّ اللَّهَ اصْطَفاهُ عَلَيْكُمْ وَ زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ وَ اللَّهُ يُؤْتِي مُلْكَهُ مَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ »
« 3 » ، يعنى : « به درستى كه خدا برگزيد طالوت را بر شما و افزونى داد او را به گشادگى و بسيارى در دانش و در تن ( چه طالوت ، مرد نمايان و با جمال بود ، و به يك سر و گردن از اهل زمان خود بلندتر ، و در سياست و تدبير مملكت‌دارى و در حفظ عدالت ميان رعيّت ، عديل و نظير نداشت ) . و خدا كه مالك است ، ملك و مملكت خويش را مىدهد به هر كه مىخواهد ( ومىداند كه او را صلاحيّت ملك‌دارى هست ) . و خدا بسيار فضل وداناست » . و به پيغمبر خود صلى الله عليه و آله فرموده كه :
« أَنْزَلَ [ اللَّهُ ] عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ وَ كانَ فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ عَظِيماً »
« 4 » . ( و در قرآن چنين است كه : «
وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ
» ) ، يعنى : « و فرو فرستاد خدا بر تو قرآن و حكمت را كه بيان احكام آن است ، و آموخت تو را آنچه نبودى كه به خودى خود بدانى ، و فضل خدا بر تو بزرگ است » ( كه علوم غير متناهيه را به تو تعليم داده ) . و در شأن ائمّه از اهل بيت پيغمبر خويش و عترت و ذرّيّهء او فرموده است كه :
« أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً * فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ مِنْهُمْ مَنْ صَدَّ عَنْهُ وَ كَفى بِجَهَنَّمَ سَعِيراً »
« 5 »
.
و به درستى كه چون خداى عزّوجلّ بنده را بر گزيند براى امور بندگان خويش ، سينهء او را از براى آن بگشايد ، و چشمه‌هاى حكمت را در دل او بسپارد ، و علم را به او الهام فرمايد ؛ چنان الهامى كه بعد از آن ، از جواب چيزى در نماند و در آن جوابى نگويد كه از طريقهء صواب مائل باشد . پس او معصوم است كه خدا او را از همهء گناهان نگاه داشته ، و مؤيّد است ( كه او را تقويت داده و يارى نموده ) و موفّق است ( كه توفيق هر خوبى به او عطا فرموده ) و مسدّد
هامش
( 1 ) . يونس ، 35 . ( 2 ) . بقره ، 269 . ( 3 ) . بقره ، 247 . ( 4 ) . نساء ، 113 . ( 5 ) . نساء ، 54 و 55 .