عرش را بر مىدارند ، سنگينى آن را بر دوشهاى خويش مىيابند ، پس بر رو در مىافتند ، در حالتى كه سجده كنندگان ، و چون غضب خدا بر طرف شود ، عرش سبك گردد ، و فرشتگان برگردند به جاى خود كه در آن مىايستند .
حضرت على عليه السلام فرمود كه : « مرا خبر ده از خداى تعالى كه از آن زمان كه شيطان را لعنت فرمود تا امروز كه تو در آنى ، بر او غضبناك است . پس در چه زمان از او راضى و خشنود گرديد و حال آنكه آن جناب ، بنا بر آنچه تو را وصف مىكنى ، هميشه غضبناك بوده بر آن ملعون و بر دوستان و پيروان او ، چگونه جرأت مىنمايى كه وصف كنى پروردگار خويش را به تغيّر از حالتى به حالتى ديگر ، و آنكه بر او جارى شود آنچه بر آفريدگان جارى مىشود ؟
آن جناب پاك و منزه است و برتر از آنچه تو مىگويى .
خدا با زايل شوندگان ، زايل نمىشود و نيست و نابود نمىگردد ، و به آنها كه متغير مىشوند ، متغير نخواهد شد ، و با آنان كه تبدل در ايشان به هم مىرسد ، متبدل نمىشود ، و هر كه غير از اوست و در دست او و در تدبير اوست كه آنچه خواهد و بايد ، با ايشان مىكند و همهء ايشان به سوى او محتاجاند و آن جناب از هر كه غير او باشد ، بىنياز است » .
341 / 3 . محمد بن اسماعيل ، از فضل بن شاذان ، از حمّاد بن عيسى ، از رِبعى بن عبداللَّه ، از فضيل بن يسار روايت كرده است كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ :
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
« 1 » . فرمود كه : « اى فُضيل ، هر چيزى كه در كرسى است : آسمانها و زمين . و هر چيزى ، در كرسى است » ( و فقرهء اوّلى در توحيد صدوق موجود نيست و اين ، اظهر است ) .
342 / 4 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد بن عيسى ، از حجّال ، از ثَعلبة ، از زرارة بن اعين روايت كرده است كه گفت : از امام جعفر صادق عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزّوجلّ :
« وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ »
، كه آيا آسمانها و زمين كرسى را فرو گرفتهاند يا كرسى آسمانها و زمين را فرا گرفته ؟ حضرت فرمود : « بلى ، كرسى آسمانها و زمين و عرش را فرا گرفته و كرسى ، هر چيزى را فرا گرفته است » .
343 / 5 . محمد بن يحيى ، از احمد بن محمد ، از حسين بن سعيد ، از فضالة بن ايّوب ، از
هامش
( 1 ) . بقره ، 255 .