تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 882

مساهمون:

ص٨٨٢
مى كنند ، آنان ملعون خدا وهمه لعنت كنندگانند . آن گاه پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم گريست ، گفته شد : اى رسول خدا ، از چه مىگرييد ؟ فرمود : جبرئيل عليه السلام به من خبر داد كه أمت به أو ستم مى كنند وأو را از حقش باز مىدارند وبا أو مى جنگند وفرزندانش را به قتل مىرسانند . ( 1 ) 4 - پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم به علي عليه السلام فرمود : پس از مرگ من كينه هايى كه در سينه هاى گروهى نهفته است آشكار مى شود وهمه بر ضد تو دست به دست هم دهند وتو را از حق خود باز دارند . ( 2 ) 5 - جابر بن عبد الله انصارى گويد : رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم در سكرات مرگ بود كه فاطمه عليها السلام بر آن حضرت وارد شد ، خود را به روى حضرتش افكند ومى گريست ، پيامبر چشم خود را گشود وبه هوش آمد وفرمود : دختركم ، تو پس از من ستم خواهى ديد وتو پس از من به استضعاف كشيده خواهى شد ، هر كه تو را بيازارد مرا آزرده ، هر كه تو را به خشم آرد مرا به خشم آورده ، هر كه تو را شادمان كند مرا شادمان نموده ، هر كه به تو نيكى كند به من نيكى كرده ، هر كه به تو جفا كند به من جفا كرده وهر كه به تو ستم كند به من ستم روا داشته است ، زيرا تو از منى ومن از تو ، وتو پاره تن منى وهمان روح من هستى كه ميان دو پهلوى من است . سپس فرمود : من به پيشگاه پروردگار از ستمكاران أمت خود به تو ، شكايت مى برم . سپس حسن وحسين عليهما السلام وارد شدند وخود را بر روى بدن مبارك رسول خدا صلى الله عليه وآله وسلم انداخته مىگريستند ومى گفتند : فداى تو شويم اى رسول خدا علي عليه السلام خواست آنها را دور سازد پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم سربرداشت وفرمود : برادرم ،
هامش
( 1 ) - بحار الأنوار 28 / 45 . ( 2 ) - همان / 50 .