تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 873

مساهمون:

ص٨٧٣
پوشيده بماند وجايگاهش فرو دست باشد ، اما مطلب همان است كه خنساء گفته است : وإن صخرا لتأتم الهداة به * كأنه علم في رأسه نار ( صخر كسى است كه رهنمايان از أو پيروى مى كنند ، گويى أو پرچمى است كه مشعلى بر سر آن است ) . من اميرمؤمنان را به خدا سوگند مى دهم واز أو مى خواهم كه مرا از آنچه معافيت خواسته أم معاف بدارد . معاوية گفت : چنين كردم ، اينك بگو حاجتت چيست ؟ سوده گفت : اى اميرمؤمنان ، تو امروز سرور وزمام دار اين مردمى ، وخدا تو را از كار ما وحقوقى كه از ما بر عهده تو نهاده بازخواست خواهد كرد ، وافرادى هستند كه پيوسته با تكيه به عزت وقدرت تو مزاحم ما مى شوند وما را مورد ضرب وجرح قرار مى دهند ومانند سنبل درو مى كنند وچون گاو لگد مال مى كنند وبدترين شكنجه ها را به ما مى دهند وبهترين أموال ما را مىچاپند ، همين بسر بن أرطأة از سوى تو بر ما وارد شد ، مردان مرا كشت ومالم را گرفت ، واگر بنا بر فرمانبردارى نبود ما هم از خود دفاع مى كرديم ، پس يا أو را از ديار ما عزل كن كه تو را سپاس گزار خواهيم بود واگر نه به تو خواهيم فهماند . معاوية گفت : آيا مرا به قوم خود تهديد مى كنى ؟ تصميم دارم تو را بر شتر مست وبي جهاز سوار كنم ونزد أو فرستم تا حكم خود را درباره تو جارى سازد . سوده سر به زير افكند وگريست ، سپس اين اشعار را سرود : صلى الإله على جسم تضمنه قبر * فأصبح فيه العدل مدفونا قد حالف الحق لايبغى به بدلا * فصار بالحق والايمان مقرونا ( درود خدا بر آن بدني كه قبرى آن را در آغوش گرفته كه عدل در آن مدفون شده است ) .