ساخت ) ؟
( كيست كه حضرت طه أو را مقدم داشت وأو را أمير أهل ايمان گردانيد ) ؟
( اى أبو الحسن ، تو را با ديگران سنجيدند ومگر كوه را با ذره مى سنجند ) ؟
( چگونه تو را با ستيزندگانت برابر ساختند با آن كه مگر آنان با كفش قنبر هم
برابرند ) ؟ !
( جز تو كيست كه بتوان أو را براي جنگ ومحراب ومنبر فراخواند ) ؟
( اگر كارهاى خير در ميان مردم منتشر مى شود تو سرچشمه آن هستى ) .
( وچون سخن از كارهاى پسنديده رود كسى جز تو چيزى قابل ذكر ندارد ) .
( تو دين را با شمشير برانى زنده كردى كه مرگ سرخ را در آن نهفته داشتى ) .
( تو محور جنگ بودى كه جنگ را اداره مى كردى وبه روز نبرد اندوه را
مىزدودى ) .
( تو امر خود را آشكار ساز كه ياور تو شمشير برنده است ودشمن تو دم بريده
وبىتبار ) .
( اگر مأمور به صبر وفرو بردن خشم نبودى - وكاش چنين مأموريتى
نداشتى - ) ، ( ؟ ؟ ؟ )
( هرگز مرد تيمي به حكومت دست نمى يافت وپس از أو روباهى آن را به
دست نمى گرفت ) .
( اما گرد اعراض دنياي ناپايدار بر دامن تو ننشست اى گوهره وجود ) .
( تو پيوسته در انديشه حفظ دين بودى وديگران مغرور دنيا ) .
( كارهاى تو جز ياد آورى براي أهل تذكر نبود ) .
( آنها حجتهايى است كه حريفان را به تسليم وا داشتى وبينشى است براي أهل
بينش ) .
( نشانه هاى شكوه تو بىشمار است وصفات كمالت نامحدود ) .
الإمام علي بن أبي طالب ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 426
مساهمون: حسين استاد ولي
ص٤٢٦