أجساد قرار مى دهى وبيرون مىكشى ) .
( واگر مرگ تو نبود مى گفتم تويى كه روزيها را مىگسترى ودر بخشش تنگ
مى گيرى وگسترش مى دهى ) .
( عالم بالا جز خاك قبر تو نيست كه جسم شريف تو در آن آرميده است ( زيرا
قبر تو معراج فرشتگان ومحل آمد وشد أرواح است ) .
( روزگار جز بنده زر خريد تو نيست كه همش انجام فرمان تو در ميان
خلايق است ) .
( آيا تو را آقا وسرور گويم ؟ نه هرگز وحاشا كه چون تويى را آقا وسرور
خوانند ( كه بالاتر از اين مقاماتى ) .
( بلكه تو در روز قيامت حاكم در ميان عالميان وشفاعت كننده وشفاعت
پذيرفته شده درباره آنان هستى ) .
( به خدا سوگند كه اگر حيدر نبود نه دنيا بود ونه جايى براي گرد آمدن
آفريدگان وجود داشت ) .
( به خاطر أو است كه زمان آفريده شد وشهابها مىدرخشند وخاموش
مى شوند وشب نيمه روشن به تاريكى مى گرايد ) .
( ودر روز قيامت حساب ما به دست أو است ، وفردا روز أو است كه پناه
وپشتيبان ماست ) .
ونيز گويد : ( 1 )
ألم تخبر الأخبار في فتح خيبر * ففيها لذي اللب الملب أعاجيب
وفوز علي بالعلى فوزها به * فكل إلى كل مضاف ومنسوب
وماأنس لا أنس اللذين تقدما * وفرهما ، والفر قد علما حوب
هامش
( 1 ) - از قصائد سبعه .