مى دهد ) ( 1 ) همان گونه كه مريم دختر عمران گفت .
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم برخاست وآن را گرفت ونزد همه نهاد . سپس بسم الله گفت
ويك دانه خرما برداشت ودر دهان حسين نهاد وفرمود : گوارايت باد اى حسين .
سپس دانه ديگرى برداشت ودر دهان حسن نهاد وفرمود : گوارايت باد اى
حسن . آن گاه دانه سوم را برداشت ودر دهان فاطمه نهاد وفرمود : گوارايت باد
اى فاطمه . ودانه چهارم را برداشت ودر دهان على نهاد وفرمود : گوارايت باد
اى على . آن گاه دانه ديگرى به على داد ومى فرمود : گوارايت باد اى على . آن گاه
پيامبر صلى الله عليه وآله وسلم برخاست ودوباره نشست ، سپس همگى از آن خرما خوردند ، چون
دست كشيدند وسير شدند ظرف خرما به فرمان خدا به آسمان بالا رفت .
فاطمه عليها السلام عرض كرد : پدر جان ، امروز كار شگفتى از شما ديدم ! فرمود : اى
فاطمه خرماى أول را كه در دهان حسين نهادم وگوارا بادش گفتم بدان جهت
بود كه شنيدم ميكائيل وإسرافيل مى گفتند : گوارايت باد اى حسين ، من هم با آنان
موافقت كردم . خرماى دوم را كه در دهان حسن نهادم شنيدم جبرئيل وميكائيل
گوارا باد گفتند من هم به موافقت آنها گفتم . خرماى سوم را كه در دهان تو - اى
فاطمه - نهادم شنيدم كه حورالعين با سرور وشادى در حالي كه از بهشت به
سوى ما سركشيده بودند گوارا باد مى گفتند ، من نيز به موافقت آنان گفتم . خرماى
چهارم را كه در دهان على نهادم ندايى از سوى خداى سبحان شنيدم كه گوارا باد
مى گفت ، من نيز به موافقت أو گفتم . سپس چند دانه پى در پى به على دادم
وپيوسته صداى خداى سبحان را مى شنيدم كه گوارا باد مى گفت . به همين دليل
براي تجليل پروردگار عزت برخاستم ، وشنيدم كه مى فرمود : اى محمد ، به عزت
وجلالم سوگند كه اگر از اين لحظه تا روز قيامت به على دانه خرما مى دادى من
هامش
( 1 ) - اشاره به آية 37 از سوره ء آل عمران .