در روايت ديگرى ، از او نقل شده : در حالى بر قبيلهام ، امامت مىكردم كه بر تنم ، گليمى كوچك و زرد رنگ بود و زمانى كه به سجده مىرفتم ، [ بدنم ] آشكار مىشد . يكى از زنان قبيله گفت : عورت قارىتان را از ما بپوشانيد !
پس براى من ، لباسى عمّانى خريدند . . . . « 1 »
براى امامت جماعت ، نه تنها عدالت شرط نيست ، بلكه داشتن دين درست نيز لزومى ندارد .
سى و چهار . بخارى ، در باب امامت شخص منحرف و بدعتگذار ، آورده است : حسن بصرى گفت : پشت سرِ كسى كه منحرف و بدعتگذار است ، نماز بخوان . بدعت او ، عليه خود او به ضرر خود اوست . « 2 »
همچنين ، در همين باب ، از زُهرى روايت كرده كه گفت :
ما معتقد نيستيم كه مُخنَّث ( مرد زننما ) ، امام جماعت بشود ، مگر هنگام ضرورت . « 3 »
سى و پنج . صحابى كثير الروايه ، ابو هُرَيره نيز روايت كرده است : پيامبر خدا فرمود : « نمازى كه واجب شده ، واجب است پشت سرِ هر مسلمانى خوانده شود ، نيكوكار باشد يا بدكار ، اگر چه به گناهان كبيره نيز آلوده باشد . « 4 »
هامش
( 1 ) . سنن أبى داوود ، ج 1 ، ص 159 - 160 . نيز ، ر . ك : سنن النسائى ، ج 1 ، ص 127 كه عبارت : « تكشف عورة الإمام الصبى صوناً له عن التبذّل » ، از آن ، حذف شده است .
( 2 ) . صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 90 ( كتاب الصلاة ، باب « إمامة المفتون » ) .
( 3 ) . همان جا .
( 4 ) . سنن أبى داوود ، ج 1 ، ص 80 ( كتاب الصلاة ، باب « إمامة البر و الفاجر » ) .