هدف اصلى پيامبر ( ص ) در اين سفر ، علنى و عمومى كردن منصب وصايت و خلافت ، براى حضرت امير ( ع ) بوده است .
با فرا رسيدن ماه محرّم ، سال يازدهم هجرى ، آغاز شد . در روزهاى پايانى ماه محرّم ، پيامبر خدا ( ص ) دستور آمادهباش عمومى براى جنگ با سپاه روم را صادر فرمود و فرماندهى اين سپاه را به اسامة بن زيد بن حارثه « 1 » داد . « 2 »
پيامبر ( ص ) شخصاً پرچم جنگ را براى اسامه بست و به او ، چنين دستور داد : « به سرزمينى كه پدرت در آن كشته شد ، برو « 3 » و به نام خدا و در راه خدا ، با آنان بجنگ » .
پيامبر خدا ، براى حاضر شدن مهاجران و انصار در اين سپاه ، تأكيد فراوانى داشت « 4 » و حتّى كسانى را كه از شركت جستن در سپاه اسامه ، سرپيچى كنند ، نفرين فرمود . « 5 »
بسيارى از مورّخان « 6 » گفتهاند كه افرادى همچون ابو بكر ، عمر بن خطّاب ، عثمان ، ابو عبيدة بن جرّاح ، سعد بن ابى وقّاص و سعيد بن زيد
هامش
( 1 ) . پدر اسامه ، زيد بن حارثه ، شراحيل كلبى ، غلام آزاد شدهء پيامبر ( ص ) و مادرش امّ ايمَن ، كنيز آزاد شده و خدمتكار پيامبر ( ص ) بود ( ر . ك : رجال الطوسى ، ص 3 ؛ عبد الله بن سبأ ، سيد مرتضى عسكرى ، ج 1 ، ص 83 ) .
( 2 ) . السيرة النبوية ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 291 ؛ تاريخ اليعقوبى ، ج 1 ، ص 509 .
( 3 ) . الإرشاد ، ص 85 .
( 4 ) . تاريخ الطبرى ، ج 3 ، ص 54 ؛ بحار الأنوار ، ج 22 ، ص 466 ؛ كحل البصر ، شيخ عبّاس قمّى ، ص 122 .
( 5 ) . الطبقات الكبرى ، ج 2 ، ص 189 - 190 .
( 6 ) . همان ، ص 190 ؛ الجمل ، شيخ مفيد ، ص 97 ؛ الكامل ، ج 2 ، ص 182 ؛ إمتاع الأسماع ، ج 14 ، ص 517 .