مانند مريم مقدس و فاطمهء زهرا به جهانيان ارائه مىكند .
تمدن غرب از يكطرف ادعاى طرفدارى از حقوق زن مىكند و از طرف ديگر زن را تا حدّ يك كالا جهت استفادههاى شهوانى تنزل مىدهد .
اين كجا و اعتقاد به مقام مريم مقدس و شناخت عظمت و مسئوليت بزرگ آن بانوى بزرگ در ديانت مسيحيت و مقام حجيت الهى او كجا .
غرب با ادعاى طرفدارى و مطالبهء حقوق زن رسالت واقعى او را ، كه تربيت امت باشد ، به فراموشى مىسپرد . زن اگر در جايگاه و منظر واقعى خود مورد توجه قرار گيرد حتى توانايى هدايت و تشخيص حق از باطل را پيدا مىكند ، چنانكه مريم به واسطهء مقام حجيت الهىاش بنى اسرائيل را هدايت كرد و همانطوركه سيدة النساء العالمين حضرت فاطمهء زهرا نهايت لياقت خويش را در تشخيص انحرافات اعتقادى بعد از وفات پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله به منصهء ظهور رسانيد . اين الگوها در هيچيك از برنامههاى مدعيان حقوق زن يافت نمىشود ، زيرا آنان فقط او را وسيلهاى براى لهو و لعب خويش قرار دادند و با دادن آزادىهاى ظاهرى ، زن را از رسالت الهىاش دور نمودند .
اعتدال اسلامى و افراط مسيحى
مسيحيت به سبب انحراف از مسير حق در تشخيص مقام مريم و فرزندش مسيح جانب افراط را پيشگرفت و تا بدانجا پيش رفت كه خداوند را سومين خدايان سهگانه قرار داد « 1 » و مسيح و مادرش را شريك
هامش
( 1 ) . اشاره به آيهء 73 سورهء مائده .