مىفرمايد ، به عبارت روشنتر ، جايگاه رفيع فاطمهء زهرا عليها السلام به عنوان يك دليل شرعى و ذخيرهء الهى در مقابل دشمنان اهل بيت استفاده مىشود به همين دليل است كه بعضى از مورخان ، وقايع اين برهه از تاريخ اسلام را عمدا مشوش جلوه مىدهند و سعى در حذف آن حضرت دارند ، كار بعضى ديگر هم به انكار آن وقايع مسلم منجر شده است تا مبادا موجب خدشه در مشروعيت حكومت شيخين گردد و اين همه فقط به سبب اثبات حجيت الهى فاطمهء زهرا در نزد آنان است .
خلاصه
موقعيت سياسى - الهى حضرت فاطمه در نزد غاصبين خلافت و احتجاج على عليه السلام به آن حضرت در مواجههء با آنان مقام و منزلت آن حضرت و حجيتش را در نزد آحاد مسلمين و دين اسلام برايمان روشن مىسازد ، زيرا همهء آنچه از پيامبر اسلام شنيده بودند يا در آيات قرآنى در مورد امير المؤمنين آمده بود و يا حتى معجزاتى كه به دست تواناى على عليه السلام به وقوع پيوسته بود آنها را نفعى نبخشيد و پذيراى حق نكرد و تنها محاجهء آن حضرت باقى ماند كه هيچكدام در مقابل آن جوابى نداشتند ، زيرا فاطمهء زهرا عليها السلام يك حجّت شرعى بود و به آسانى نمىشد از گفتار او گذشت به همين جهت اولى و دومى و بسيارى از صحابه از تبرّى آن حضرت خوف داشتند و بسيار تلاش كردند كه رضايت او را به دست آورند كه البته موفق به اين كار هم نشدند از اينجاست كه روشن مىشود چرا بسيارى از علماى عامه و اهل سنت مواجههء آن حضرت را با اهل سقيفه و نارضايتى