قائل بود .
از كتاب ابى اسحاق ثعلبى از مجاهد منقول است كه گفت :
« رسول خدا در حالىكه فاطمه را به دست گرفته بود فرمود : هركس اين را مىشناسد كه مىشناسد و هركس نمىشناسد بداند كه او فاطمه دختر محمد است و او پارهء تن من است و او روح من در كالبد من است پس هركس او را اذيت كند مرا آزرده است و هركس مرا بيازارد خداوند را ناخشنود كرده است » . « 1 »
همچنين جابر بن عبد اللّه مىگويد : « رسول خدا فرمود : فاطمه مانند موى سر من مىماند هركس يك موى مرا ( بكند ) مرا آزرده و هركس مرا اذيت كند خداوند را آزرده و كسىكه خداوند را بيازارد خداوند او را به اندازهء همهء زمين و آسمانها لعنت فرستد » . « 2 »
لذا مسلمانان اذيت فاطمهء زهرا را با اذيت پيامبر خدا و اذيت و آزار و ناخشنودى خداوند يكى مىدانستند كه موجب لعنت و عذاب اليم الهى مىشود .
و اين فقط در صورتى ممكن است كه مقام حجيت الهيهء فاطمهء زهرا را قبول نماييم در غير اين صورت نمىتوان معتقد بود كه آزار و اذيت فاطمه آزار و اذيت خداوند است و اين برهان بر حجّيت فاطمه بين مسلمين است .
ابن ابى الحديد از استادش نقيب ابى يحيى جعفر بن يحيى بن ابى زيد بصرى نقل مىكند : آيا ابو بكر بعد از خطبهء فاطمه به على عليه السلام در كناياتش
هامش
( 1 ) . عوالم العلوم ، ص 115 .
( 2 ) . همان ، ص 115 .