قرائت :
فارهين : كوفيان و شاميان بدون الف و ديگران با الف خواندهاند . بنا بر قرائت اول معنى مهارت و بنا بر قرائت ثانى ، معنى طغيان و اعتماد به نفس را ميدهد .
بعضى هر دو را بيك معنى گرفتهاند .
لغت :
هضيم : لطيف مسحر : كسى كه چند بار مسحور شده باشد .
شرب : بهرهاى از آب سوء : بدى عقر : قطع قسمتى از بدن كه هر گاه زياد باشد موجب مرگ مىشود .
مقصود :
اكنون خداوند در بارهء قوم ثمود مىگويد :
كَذَّبَتْ ثَمُودُ الْمُرْسَلِينَ
. . . إِلَّا عَلى رَبِّ الْعالَمِينَ
: اين قسمت در همين سوره تفسير شده است .
أَ تُتْرَكُونَ فِي ما هاهُنا آمِنِينَ
: آيا گمان ميكنيد كه در نيكيهايى كه خدا در اين جهان به شما داده است ميمانيد و گرفتار مرگ و عذاب نمىشويد ؟
در حقيقت اين جمله خبر از اين است كه نعمتهاى آنها دوام نمىپذيرد و سر انجام از آنها سلب مىشود .
سپس بذكر آن نعمتها پرداخته ، مىفرمايد :
فِي جَنَّاتٍ وَ عُيُونٍ وَ زُرُوعٍ وَ نَخْلٍ طَلْعُها هَضِيمٌ
: در باغهاى انبوه از درخت و چشمههاى جارى و زراعتها و نخلهايى كه طلع آن رسيده و پخته است . عكرمه گويد : يعنى طلع آنها تر و نرم است . برخى گويند : يعنى طلع آن لاغر است . و بعضى گويند : يعنى اگر به طلع آن دست زده شود متلاشى مىشود . حسن گويد : يعنى در داخل آن هسته نيست .