حميم : خويشاوندى كه دوستى ورزد .
اعراب :
هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ
: هر گاه بدنبال اين كلمه جوهر واقع شود دو مفعول ميگيرد و مفعول دوم آن صوت است . در اينجا يك مفعول گرفته به تقدير مضاف . يعنى « هل يسمعون دعائكم » و قرينهء محذوف
« إِذْ تَدْعُونَ »
است .
إِلَّا رَبَّ الْعالَمِينَ
: استثناء منقطع و ممكن است استثناء متصل باشد در صورتى كه آنها هم بت پرستيده باشند و هم خدا .
إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ
: منصوب و بدل از مفعول محذوف « ينفع » يعنى « لا ينفع احدا . . » و ممكن است منصوب باشد بنا بر استثناء .
هُمْ فِيها
: مبتدا و خبر و « يختصمون » منصوب بر حاليت و ممكن است « يختصمون » خبر و « فيها » در محل نصب و متعلق به آن باشد .
فنكون : منصوب به تقدير « ان » در جواب تمنى .
مقصود :
اكنون مىفرمايد :
وَ اتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ إِبْراهِيمَ
: اى محمد ، داستان ابراهيم را كه اصل پيامبران و افتخار عرب و مايهء تسلى خاطر تو و اندرز مردم است براى ايشان بخوان .
إِذْ قالَ لِأَبِيهِ وَ قَوْمِهِ ما تَعْبُدُونَ
: كه از راه انكار به پدر و قوم خود گفت : چه مىپرستيد ؟
قالُوا نَعْبُدُ أَصْناماً فَنَظَلُّ لَها عاكِفِينَ
: گفتند : بتهايى پرستش مىكنيم و در پيشگاه آنها نماز مىخوانيم . اين معنى از ابن عباس است . برخى گويند : يعنى پيوسته آنها را عبادت مىكنيم .
قالَ هَلْ يَسْمَعُونَكُمْ إِذْ تَدْعُونَ
: ابراهيم به آنها گفت : آيا هنگامى كه آنها را ميخوانيد صداى شما را مىشنوند و دعاى شما را مستجاب ميكنند ؟
أَوْ يَنْفَعُونَكُمْ أَوْ يَضُرُّونَ
: آيا اگر آنها را پرستش كنيد به شما نفع مىرسانند